"...بصیرت یعنی اینکه خط درگیری با دشمن را تشخیص بدهی...امام خامنه ای "
امروز موضوعی در فضای مجازی پیچیده است؛ که در آینده‌ی کشور ما و فرزندان ما بسیار تأثیر گذار خواهد بود. موضوعی که نشان از برنامه‌های بلندمدت دارد. برنامه‌هایی بسیار تأسف‌بار و البته موذیانه برای ضعیف نگه‌داشتن کشورهای در حال توسعه!

آیا آمریکا برای کاهش جمعیت جهان برنامه دارد؟! طرح بلند‌مدت عقیم‌سازی از سوی چه کشوری مطرح شد؟! پیمان موسوم به «توافقنامه ۲۰۰» (NSSM۲۰۰) حاوی چه موضوعاتی است؟ طراح آن کیست؟ این طرح بلندمدت در ایران از چه سالی آغاز شد؟ و ...

در سال ۱۹۷۴ پیمانی موسوم به «توافقنامه ۲۰۰» (NSSM۲۰۰) منعقد شد که طراح آن «هنری کیسینجر» بود. وی در آن زمان مشاور امنیت ملی آمریکا بود. این پیمان تا سال ۱۹۸۹ محرمانه ماند و موضوع آن عبارت بود از بررسی رشد جمعیت در جهان و آثار آن بر امنیت ایالات متحده و منافع خارجی آمریکا. کیسینجر در این طرح، اقداماتی برای کاهش چشمگیر جمعیت پیشنهاد کرده و نوشته بود: «اکنون جهان غرب، به واردات و صادرات مواد معدنی از کشورهای در حال توسعه وابسته است. اگر رشد جمعیت این کشورها بخواهد مانع توسعه اقتصادی ما و پیشرفت‌های اجتماعی بشود، این بی‌ثباتی به این معنی است که تولیدات آتی و ذخایر معدنی این کشورها نیز با رکود مواجه خواهند شد».[1] در این توافقنامه برای تسلط آمریکا بر منابع و ثروت‌های زیرزمینی این کشورها، کاهش چشمگیر جمعیت آنها پیشنهاد شده است.


خطر کاهش جمعیت و حذف برخی فامیلی‌ها در آینده


ادامه مطلب


طبقه بندی: مسائل مهم روز، 
برچسب ها: کاهش جمعیت، عقیم‌سازی، آمریکا، تنظیم خانواده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 | توسط : سید هاشمی | نظرات()
تا زمانی که ارتباط با یک فرد یا گروه، ارتباطی طبیعی و عادی باشد، شیوه‌ی برخورد با او هم عادی و طبیعی خواهد بود؛ به‌این‌معنا که در ارتباطات دوسویه، اساس کار را «حسن‌نیت» تشکیل می‌دهد و دوطرف به یکدیگر، «خوش‌بینانه» نگاه می‌کنند.

اما اگر همان فرد یا گروه با عملکرد غیردوستانه‌ی خود، سبب شدند تا به‌عنوان «خصم» و «دشمن» تلقی گردند، در این‌صورت، نحوه‌ی مواجهه با آنان، دیگر مثل قبل نخواهد بود. چون اساس کارِ دشمن، بر ضربه‌زدن و آسیب‌رساندن به طرف مقابل، استوار است و دیگر چیزی به نام «حسن‌نیت» وجود ندارد تا سبب «خوش‌بینی» شود.

در چنین شرایطی حتی اگر دشمن، ژست صلح و دوستی هم بگیرد بازهم نمی‌توان دشمنی او را دست‌کم گرفت و به او خوش‌بین بود. از همین روست که مولای متقیان در جمله‌ای دقیق و حکیمانه می‌فرمایند: «سخت بترس از دشمنت بعد از آنکه از درِ صلح‌وآشتی درآمد. زیرا او بوسیله‌ی صلح، نزدیک می‌شود تا از شیوه‌ی غافلگیری استفاده کند، پس احتیاط و دقت را پیشه‌کن و در چنین مواردی زودباور و خوش‌گمان مباش.»[1]

پرواضح است که تشکیل نظام جمهوری اسلامی در کشور بزرگ و مهمی به نام ایران، به‌هیچ‌وجه خوشایند مستکبران حق‌ستیز جهانی نبوده و نیست. و این ناخوشایندی، در طول 35 سال اخیر، بارها و بارها ابراز شده است. در چنین شرایطی، آیا باید به اندک نرمش و لبخند دشمن، دلخوش بود؟ آیا مثلاً با یک گفتگوی تلفنی، می‌توان بر روی سال‌ها جنایت و خباثت آمریکا قلم عفو کشید؟ آیا حضور پی‌درپیِ دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام و قرآن در تهران و در قالب هیأت‌های دیپلماتیک اروپایی را باید به انصراف دشمن از دشمنیِ، برداشت کرد؟

ما طعم بی‌صداقتی و دروغگویی آمریکا و اروپا را بارها چشیده‌ایم. این کشورها در هشت سال جنگ تحمیلی، تمام‌قد از رژیم بعث عراق حمایت‌های مالی، تسلیحاتی و سیاسی کرده‌اند.[2] از همان سال‌های ابتدای انقلاب، ما را تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار دادند. از گروهک تروریستی منافقین، که دستش به خون هزاران نفر از هموطنان ما آلوده است، حمایت کرده و می‌کنند. ایران را «محور شرارت» نامیدند. در برابر اهانت‌های مکرر و انتشار فیلم و کاریکاتورهای موهن علیه مقدسات اسلامی، هیچ واکنشی نشان ندادند. و همچنین اضافه کنید صدها مورد مشابه را.

با این وجود، این روزها چه اتفاقی افتاده است که برخی از مسئولان داخلی، با چشم‌پوشی از تمام این موارد، به ثناگوییِ دشمنان درجه‌ی یکِ اسلام روی‌آورده‌اند و از دشمنی آنان غفلت می‌کنند؟[3] آیا به لبخند شیطان، می‌توان دلخوش کرد؟ آیا سوابق ننگین سران کاخ‌سفید را می‌توان فراموش کرد؟ آیا وزیر خارجه‌ی کنونی آمریکا همان کسی نیست که در رستورانی در دمشق، با «بشار اسد» سر یک میز نشست و غذا خورد؟[4] جالب اینکه همسران دوطرف هم حاضر بودند که خود، نشان از صمیمیت در حد بالاست. خب الان چرا «جان کری» شمشیر را از رو بسته و به چیزی جز حکومت سوریه، رضایت ندارد؟


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_26980.jpg

همچنین وقتی شیطان بزرگ، به هم‌پیمانان و شرکای اروپایی خود رحم نمی‌کند و به جاسوسی از سران آن کشورها می‌پردازد آیا ما نباید حساب کار، دستمان بیاید؟[5]

آیا «محمدرضا پهلوی» که به گفته‌ی «هنری کیسینجر»، یکی از نادرترین متحدان آمریکا بود پس از فرار از ایران، مورد بی‌اعتنایی مطلق آمریکا قرار نگرفت؟ آیا درمقابل درخواست او برای اقامت در آمریکا، به او نگفتند که ما نمی‌توانیم بوی گندشاه را تحمل کنیم؟[6]

نمونه‌هایی از این دست، فراوان است که همگی حاکی از غیرقابل اعتماد بودنِ «شیطان بزرگ» می‌باشد. همان شیطانی که 35 سال است کمر به قطع درخت جمهوری‌اسلامی بسته است و در این‌راه، هرکاری که از دستش برآمده انجام داده است. پس چه مجوز و توجیه عقلی وجود دارد که اکنون، دشمنیِ این دشمن را نادیده بگیریم و به او امید ببندیم؟ «كسى توهّم نكند كه آن كسانى كه در مقابل انقلاب اسلامى با همه‌ى قوا ایستاده بودند، امروز منصرف شده‌اند؛ نه، امروز هم ایستاده‌اند؛ منتها هر دشمنى اگر چنانچه ناچار شد، عقب‌نشینى می‌كند؛ اگر مجبورشان كردید و وادارشان كردید به عقب‌نشینى، ناچار عقب‌نشینى میكنند؛ امّا از دشمنى منصرف نمی‌شوند؛ امروز مسئله در دنیا این است. دشمن را باید شناخت، جبهه‌ى دشمن را باید شناخت، لبخند دشمن را نباید جدّى گرفت، نباید فریفته‌ى آن شد.»[7]

--------------------------------------------------------

پی‌نوشت:

1- «الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحه؛ فان العدو قارب لیتغفل فخذ بالحزم و اتهم فی ذلک حسن الظن.» نهج‌البلاغه/خطبه53

2- آنان كه در تجهیز صدام كوشیدند

3- اوباما مؤدب و باهوش است!

4- شام خانوادگی بشار اسد و جان کری

5- این سریال در همه‌جای دنیا سکانس دارد

6- ژاندارمی که بوی گند گرفت!

7- بیانات رهبر انقلاب در دیدار مردم قم/ 19 دی 1392





برچسب ها: لبخند، دشمن، اوباما، حیله،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
یکی از آموزه‌های مهم قرآن‌کریم، به «کیفیت و چگونگیِ ارتباط و برخورد با دشمنان خدا و کافران» اختصاص دارد. در این زمینه، آخرین کتاب آسمانی، دستورات روشن و صریحی بیان فرموده است. از جمله اینکه در مواجهه با کافران، باید «غلظت» و «تندی» به‌خرج داد.[1]

گرچه اسلام دین رحمت و مهربانی و خداوند متعال، ارحم‌الرّاحمین است و اصل اوّلى در اسلام بر عطوفت و رأفت است، امّا ساده‌لوحی است اگر بخواهیم دایره‌ی این مهربانی را به دشمنان دین خدا هم گسترش دهیم. چراکه اساساً دشمن، برای نابودکردن و ضربه‌زدن، اقدام می‌کند؛ بنابراین نمی‌توان او را هم شایسته‌ی رحمت و مرحمت دانست.

 قرآن‌مجید در جایی دیگر، به مؤمنان، توصیه می‌شود که طوری رفتار کنند تا کفار در آنها، «سرسختی» و «صلابت» بیابند.[2] به‌طورکلی، قرآن‌کریم شرطِ «با پیامبر بودن» و «در زمره‌ی پیروان ایشان قرارگرفتن» را «شدت» و «صلابت» در برابر کفار معرفی می‌کند[3] و مفهموش این است که اگر اشخاصی چنین روحیه‌ای ندارند نمی‌توانند خود را از پیروان رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به‌حساب آورند. «شدّت به‌خرج‌دادن در برابر كسانى كه حریم اسلام و احكام تابناك آن را مى‌شكنند، یا جان و مال و آبروى مسلمانان را به مخاطره مى‌افكنند...از ویژگى‌هاى پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) و مۆمنان راستین است.»[4]

این مقدمه برای پرداختن به وقایعی است که این‌روزها با آن‌ها مواجه هستیم. سخنانی که از دهان سردمداران کفر جهانی و دشمنان معلوم‌الحال اسلام، خارج می‌شود این نگرانی را به‌وجود آورده است که آموزه‌ی قرآنی مورد اشاره، مورد کم‌توجهی قرار گرفته و کم‌رنگ شده است. وقتی بالاترین مقام رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی، زبان به رضایت از اقدامات رییس‌جمهور ایران، بگشاید حتماً و باید نگران باشیم و ببینیم که کجای کارمان اشکال دارد؟ شیمون پرز، همین چند روز پیش و در مصاحبه با روزنامه‌ی اتریشی "استاندارد"، به موضوع مذاکرات هسته‌ای ایران و غرب در وین اشاره کرده و گفته است: «رئیس جمهوری جدید ایران، کمی امیدواری به ما داده است اما رهبر جمهوری اسلامی، بار دیگر همه‌ی این امیدها را ویران کرده است.»[5]


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_27706.jpg

ما به‌خاطر وجود نعمت چنین رهبر شجاع و مؤمنی، حتماً باید شاکر و قدردان باشیم اما نمی‌توانیم دغدغه و نگرانی خود را از چنین اظهارنظرهایی، پنهان کنیم. حالا بگذریم که مقامات کشورمان، در مواجهه با منتقدان توافق هسته‌ای، همیشه «عصبانی‌بودن» اسراییل را به‌عنوان یکی از محکم‌ترین استدلال‌های خود در تأیید توافق‌نامه، ذکر می‌کردند و حالا معلوم شد که اسراییل، نه تنها عصبانی نیست بلکه امیدوار هم شده است!

مطلب اصلی اینجاست که چرا جنایتکار معلوم‌الحالی مثل «شیمون پرز»، باید امیدوار باشد و نباید از سوی مقامات جمهوری‌اسلامی، احساس غلظت و شدت کند؟ مگر قرآن‌کریم، سفارش به صلابت و سرسختی دربرابر کفار نکرده است؟ چرا «شیمون پرز» از تغییر دولت در ایران، چنان به وجد آمده که می‌گوید «ایران را دشمن، به حساب نمی‌آورم و برای دیدار با رییس‌جمهور ایران، آمادگی دارم.»[6] آیا اگر «غلظت و شدت موردنظرِ قرآن در مواجهه با کفار» را عملی کرده بودیم، بازهم این جنایتکار، چنین سخنانی را به زبان می‌آورد؟

 و یا به عنوان نمونه‌ی دیگر، معاون وزیر خارجه‌ی آمریکا - که سابقه‌ی حرف‌های بی‌ادبانه‌ی او به همین چند ماه قبل برمی‌گردد- به صراحت از راحتی و صمیمیت با گروه مذاکره‌کننده‌ی ایرانی، سخن به‌میان می‌آورد. او همین چند روز در مصاحبه‌ای با موسسه مطالعاتی «آسپن» در پاسخ به سوالی راجع به هیات مذاکره‌کننده‌ی ایرانی گفت: «آنها خیلی حرفه‌ای و صریح هستند. ما الان همدیگر را با اسم‌های کوچک صدا می‌زنیم و به انگلیسی صحبت می‌کنیم و اینکه دیگر مثل گذشته با ترجمه صحبت نمی‌کنیم گفت‌وگو را خیلی راحت‌تر کرده است. ما حتی درباره‌ی خانواده‌های یکدیگر هم می‌دانیم. زمانی که موضوعاتی وجود دارند برای همدیگر ایمیل می‌فرستیم یا تماس تلفنی برقرار می‌کنیم.»[7]

چنین مواضعی را شاید عده‌ای به حساب موفقیت دیپلماسی بگذارند اما کدام انسان منصفی است که نداند لبخند و صمیمیت سران ددمنشِ اسراییل و آمریکا، لبخند گرگی است که اشتهایش را چیزی جز دریدن و خونریزی، ارضا نمی‌کند.

بنظر می‌رسد مقامات دولتی، بجای تندی علیه منتقدان داخلی و «کم‌سواد» خواندنِ آنان، باید درمواجهه با دشمنانِ حربی، از خود صلابت و شدت نشان دهند؛ چراکه صمیمیت با دشمنان خدا، زیبنده‌ی یک مسلمان نیست. البته «مودب نامیدن اوباما» و تعریف و تمجید از او توسط بالاترین مقام دولت، به این نگرانی دامن می‌زند که براستی جایگاه این آموزه‌ی قرآن‌کریم در خصوص «لزوم شدت و غلظت در برابر کفار» کجاست؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت:

1- «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ .»(تحریم/9) «ای پیامبر ، با کفار و منافقان جهاد کن و بر آنها سخت بگیر، جایگاهشان جهنم است که بد سرانجامی است.»

2- «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِیَجِدُواْ فِیكُمْ غِلْظَةً...»(توبه/123) «اى كسانى كه ایمان آورده‏‌اید، با كافرانى كه مجاور شما هستند كارزار كنید، و آنان باید در شما خشونت بیابند.»

3- «مَحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ، رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ...»(فتح/29) «محمدّ(صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرستاده‌ی خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سخت و شدید و در میان خود مهربان‌اند.»

4- آیت الله مصباح‌یزدی، مشکات هدایت، ص 169

5- شیمون پرز: در موضوع هسته‎ای، رئیس جمهور جدید ایران، کمی امیدواری به ما داده است!

6- ایران را دشمن نمی‌دانیم

7- اظهارات وندی شرمن





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 23 فروردین 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
ضربه‌ای که از حاکمیت ولایت فقیه در ایران، بر پیکر زورگویان و چپاول‌گرایان دوران حاضر، وارد شده است، سبب گردیده تا این افراد، به بهانه‌های مختلف، درصدد تضعیف این نهاد مقدس باشند. اگر اهل رصدکردن رسانه‌ها و نشریات معلوم‌الحال باشید حتماً تصدیق خواهیدکرد که چه هجمه‌ی عظیمی برای القای بی‌ریشه‌ و جدیدبودنِ نظریه‌ی «ولایت فقیه» صورت می‌گیرد. اما بر اهل تحقیق، پوشیده نیست که سابقه و قدمت این نظریه در میان علمای شیعه، به بیش از هزار سال می‌رسد.

یکی از علمای بزرگی که در قرن چهارم و پنجم هجری، زندگی می‌کرد «ابوالصلاح حلبی» است. این بزرگوار که به تعبیر علامه مجلسی(رحمه‌الله) «بزرگ‌تر از آن است که محتاج به بیان و توضیح باشد»[1] در کتاب فقهی ارزشمند خود به نام «الکافی»، بخش مستقلی به‌نام «تنفیذ الاحکام» (اجرای احکام) را به رشته‌ی تحریر درآورده است.

این عالم بزرگ شیعی، در این بخش از کتاب خود، پس از تأکید بر این نکته که «اجراى احكام شرعى و حكم بر طبق تعبد به آنها از واجبات امامان‌معصوم‏‌(علیهم‌السلام) و مختص به آنهاست»، یادآور می‌شود که غیر از معصومین(علیهم‌السلام) فقط کسانی، شایستگیِ این امور را دارند که صلاحیت آنان از سوی ائمه(علیهم‌السلام) تأیید شده باشد.

مرحوم «ابوالصلاح حلبی» برای اینکه خصوصیات چنین شخصی را به‌طور واضح، بیان‌کند به ذکر ویژگی‌ها و صفات موردنظر می‌پردازد و می‌نویسد: «شروط نیابت از سوى امام عبارت است از: 1- علم به حق در حكمى كه به او ارجاع شده است. 2- قدرت بر اجراى آن به‌گونه‌اى كه لازم است. 3- داشتن عقل، اندیشه و بردبارى. 4- بصیرت به اوضاع. 5- ظهور عدالت و پاك‌دامنى و تدین به حكم، 6. قدرت بر قیام به حكم و قراردادن آن در جاى خود.»[2]

اگر شما اصل نهم قانون‌اساسی را -که در آن، صفات و شرایط رهبر، ذکر شده است را مطالعه کرده باشید- خواهید دید که چیزی غیر از همین صفات ذکرشده در کتاب «شیخ ابوالصلاح حلبی»(رحمه‌الله) نیست. کتابی که در قرن پنجم هجری، نگاشته شده و با یک حساب ساده میتوان دریافت که اکنون، ده‌قرن از آن زمان می‌گذرد.


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_27517.jpg

بنابراین، بی‌ریشه و فاقد پیشینه‌خواندنِ نظریه‌ی «ولایت فقیه» در فقه شیعه را یا باید به حساب جهل و فقدان مطالعه گذاشت و یا باید آن را ناشی از دشمنی و هواپرستی قلمداد کرد.

------------------------------

پی‌نوشت:

1- تقریب المعارف، مقدمه، ص ۸

2- الکافی/ ص 423





طبقه بندی: مبانی فقهی ولایت فقیه، 
برچسب ها: ولایت فقیه، ابواصلاح حلبی، الکافی، امام خمینی، امام خامنه ای،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
وقتی حکمت احکام الهی را درک نمی‌کنیم و قدرت تعبد و تسلیم هم نداریم، نتیجه همین می‌شود که می‌بینیم. دیش‌های ماهواره، هر روز بیشتر از گذشته برفراز بام‌های منازل، پدیدار می‌شوند. اسامی نوزادان از شدت غرابت، نامزد قرارگرفتن در لیست عجایب چندگانه می‌شوند. حجاب زنان و دختران، حتی در فصل زمستان -و بخاطر سرما نه بخاطر خدا- هم وضع مناسبی ندارد. آغوش و منزل انسان‌ها مکانی برای جولان حیوانات نجس‌العین می‌شود...
و این منکرات، آن‌چنان مستحکم و ریشه‌دار می‌شوند که وقتی مؤمن باغیرتی مثل «علی‌خلیلی» زبان به نهی از آن می‌گشاید، چنان با ضربه‌ی وحشیانه‌ی «قمه»بدستان، مواجه می‌شود که انگار این طلبه‌ی 19 ساله درصدد غصب یا ضایع‌کردنِ حقّی از ضاربان بوده و یا از آنان ارث پدری، طلب کرده است!


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_27522.jpg

روی سخنم در این نوشتار با مردم متدین و مؤمن است. همان‌ها که فقط برای نام مبارک «علی» (علیه‌السلام) حاضرند تمام هستیِ خود را فدا کنند -که البته کاری شایسته و افتخاری بی‌نظیر است-. حضرت علی (علیه‌السلام) در یک جمله، تکلیف همه‌ی ما را در برابر فریضه‌ی «امر بمعروف و نهی از منکر» معین فرموده است. «همه‌ی كارهاى‌خوب و جهاد در راه‌خدا در مقایسه با امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر، مثل قطره‏‌اى است در دریاى عمیق.»[1]

اگر نگارنده بخواهد دلیل این مطلب را -با اذعان به عدم درک عمق حدیث- بیان‌کند می‌گوید: در شرایطی که شیاطین جنّی و انسی و همچنین هوای‌نفس‌ برای محو و یا لااقل، به حاشیه‌کشاندن «معروف و خوبی‌ها» از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کنند و در مقابل، تمام توان و قوای خود را برای ترویج و شیوع «منکر و بدی‌ها» به‌کارگرفته‌اند اگر تک‌تک مؤمنان برای حفظ و نشر آموزه‌های الهی، احساس مسئولیت نکنند و در یک کلام، فریضه‌ی «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر» را اجرا ننمایند در فاصله‌ی کوتاهی، شاهد غلبه‌ی تباهی و فساد بر هدایت و پاکی خواهیم بود و معصیت‌کاران سیاه‌رو، شاهرگ حیاتیِ مؤمنان خداجو را نشانه خواهند رفت. همچنان که در کربلا، سرور جوانان اهل بهشت و یاران پاک‌طینت او را به همین جرمِ «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر» به خاک‌وخون کشیدند.

اگر خباثت‌ها و توطئه‌های دشمنان بیرونیِ، یکی از راه‌ها برای به شکست‌کشاندنِ انقلاب است، کم‌کاری و کوتاه‌آمدن انقلابیون از آرمان‌های انقلاب هم به همان اندازه خطرناک و مضر است و چه‌بسا کم‌توجهی ما در این زمینه، نام ما را هم در لیست دشمنان انقلاب قرار دهد! مگر نه این است که ثمره‌ی عملکرد دشمن، سست‌نمودن و تضعیف پایه‌های انقلاب است؟ حال اگر عملکرد ما هم چنین نتیجه‌ای داشته باشد چرا نباید خودمان را در زمره‌ی دشمنان محسوب کنیم؟

توضیح این نکته، ضروری است که نگارنده به‌هیچ‌وجه درصدد سیاه‌نمایی نیست و اساساً اعتقاد ندارد که وضع کنونیِِ فرهنگ در جامعه‌ی ما وضعی وخیم و بحرانی است، بلکه دغدغه‌ی اصلی این نوشتار، هشداری خیرخواهانه برای تجدیدنظر در نحوه‌ی برخورد با فریضه‌ی محوری «امربمعروف و نهی‌ازمنکر» و اظهار تأسفی سوگمندانه به‌خاطر شهادت طلبه‌ی مهذّب و بااخلاص «علی‌خلیلی» است. ای کاش خون این شهید عزیز، تلنگری باشد بر غفلت‌زدگان خواب‌آلود.

-----------------------------

پی‌نوشت:

1- «وَماأعمالُ البِرِّ كُلُّها وَالجِهادُ فى سَبیلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ.» (نهج البلاغه، حكمت 374)





برچسب ها: امیرالمومنین، نهج البلاغه، امر به معروف، علی خلیلی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 9 فروردین 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
لازمه‌ی زندگی یک انسان هدف‌دار و آرمان‌گرا، وجود سختی‌ها و فشارهایی است که از طرف مخالفان و دشمنان آن هدف و آرمان، وارد می‌شود. دشمنانی که اهداف و آرمان‌های الهی را همیشه در نقطه‌ی مقابلِ منافع زیاده‌خواهانه‌ی خود می‌بینند و به‌همین جهت، حتی لحظه‌ای از توطئه و خباثت، دست نمی‌کشند.
حال باید دید راهبرد و شیوه‌ی برخورد با این توطئه‌ها و فشارها کدام است؟

برخی معتقدند که باید بهانه را از دست دشمن گرفت و کاری نکرد که ناراحتی و نارضایتی او فراهم گردد. به همین دلیل، باید خواسته‌های دشمن، تأمین و نگرانی‌های او برطرف شود تا او دست از اذیت‌وآزار بردارد. اما آیا واقعاً چنین شیوه‌ای، راه‌گشاست و موجب عقب‌نشینی دشمن می‌شود؟

با مراجعه به قرآن کریم، می‌توان به پاسخ این پرسش دست یافت. «یهودیان مدینه و مسیحیان نجران انتظار داشتند كه پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) همواره در قبله با آنها موافقت كند. هنگامى كه خداوند، قبله‌ی مسلمانان را از بیت المقدس به سوى كعبه تغییر داد، آنها از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) مایوس شدند و شاید بعضی از مسلمانان‏ هم اشکال كردند كه نباید كارى كرد كه باعث رنجش یهود و نصارى گردد.»[1] در همین زمان، آیه‌ی 120 سوره‌ی بقره، نازل شد: «هرگز یهود و نصارى از تو خشنود نخواهند شد مگر آنكه [بطور کامل] از آیین آنان پیروى كنى.»[2]

براساس این آیه، «تا جامعه‌ی مسلمانان از اسلام دست برندارند، این‌ها[دشمنان] راضى نمى‌شوند. مقصود این است كه دشمن مى‌خواهد آن روح اسلامى و آن احكام زنده‌ی اسلام... در میان مسلمانان نباشد. البته آنها با یك عدّه مسلمانِ مرده‌ی بى‌اطّلاع از مبانى عالیه‌ی اسلام، ولو عامل به ظواهر مختصرى از اسلام هم باشند، چندان كارى ندارند؛ دشمنى هم با آن ندارند. اما این‌كه اسلام نیست!»[3]

بنابراین، اشتهای دشمن برای سلب حقوق ما، سیری‌ناپذیر است و اینطور نیست که مثلاً با دست‌کشیدن از انرژی هسته‌ای، او هم از دشمنیِ خود، دست بکشد. و همچنین غلط است اگر فکر کنیم با تعطیلی سانتریفیوژها، می‌توان مانع از حمله‌ی نظامی دشمن شد؛[4] چراکه در سال 1359 که جنگی نابرابر بر ما تحمیل شد اصلا چیزی به‌نام انرژی هسته‌ای نداشتیم!


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_26369.jpg

راهبرد و شیوه‌ی دیگر برای مقابله با فشارهای دشمن، «استقامت» است. همان شیوه‌ای که در آیه‌ی 112 سوره‌ی هود، خطاب به پیامبر آمده است: «هم تو و هم کسانی‌که باتو هستند در این راه، باید استقامت کنید.»[5] و این همان شیوه‌ای است که رسول‌خدا(‌صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به میدان مبارزه با مشرکین می‌کشاند و امیرالمؤمنین و سیدالشهدا (علیهماالسلام) را وادار به پافشاری بر مسیر حق نمود و حتی امام مجتبی(علیه‌السلام) هم -که به‌دلیل نداشتن همراه، مجبور به صلح شد- در متن صلح‌نامه‌ی خود، به هیچ وجه و حتی به اندازه‌ی سرسوزنی حاضر به پذیرش زورگویی دشمن و دست‌کشیدن از آرمان‌های الهی نشد.

در دوران معاصر نیز، همین روحیه‌ی استقامت و پایداری بود که جنگ تحمیلی هشت ساله را بر ملت ایران، گوارا کرد و آنان را به مقابله‌ی جانانه‌ با همه‌ی قدرت‌های دنیا مجاب نمود و حتی به ذهن کسی هم خطور نکرد که مثلا با صرف‌نظر از بخشی از خاک ایران، بهانه را از دست دشمن بگیریم و خود را از زحمت ایستادگی، خلاص کنیم!

بنابراین در منطق قرآن کریم، راهی جز «استقامت» و پافشاری بر صراط‌ مستقیم، معرفی نشده است و البته چنین راهی هم منتج به نتایج بسیار شیرینی خواهد شد که نمونه‌های فراوانی از آن را در طول حیات انقلاب اسلامی به وفور، دیده‌ایم که پیشرفت‌ در حوزه‌های گوناگونِ علمی، سیاسی، فناوری، پزشکی و سلول‌های بنیادین، نانو و ... -باوجود مزاحمت‌های ناشی از تحریم- نمونه‌ای از همان شیرینی‌هاست.

-------------------------------------------------------------------------------

1- تفسیر نمونه، ذیل آیه‌ی 120 سوره‌ی بقره
2- «لَن تَرضىٰ عَنكَ الیَهودُ وَلَا النصارىٰ حَتّىٰ تَتّبِعَ مِلتَهم.»
3- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از روحانیون، 7 مرداد 1371
4- ظریف: 16000سانتریفیوژ ارزش جنگ با آمریکا را ندارد!
5- «فَاستَقِم كَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَكَ وَلا تَطغَوا ۚ إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ.»





برچسب ها: انرژی هسته ای، مقاومت، تحریم، تسلیم، آمریکا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 2 فروردین 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()

یکی از خوانندگان محترم این وبلاگ؛ در رابطه با بحث «ازدیاد نسل» اشکالاتی را وارد کردند که بجا است کمی بیشتر در مورد آن توضیح دهیم. این خواننده محترم نوشت: «مطلبی که گذاشتین به نظر من زیاد کارشناسی نیست، یکم تا قبل از اینکه رهبر انقلاب و صاحب نظران دستور ازدیاد نسل بدن حتی روی پرونده بهداشت خانمهای باردار حدیثی از امام علی علیه‌السلام مینوشتن که از دلایل خوشبختی و سعادت؛ کم بودن اعضای خانواده است».



ادامه مطلب


طبقه بندی: مسائل مهم روز، 
برچسب ها: کاهش جمعیت، ازدیاد نسل، استراتژی دشمن، آمریکا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1392 | توسط : سید هاشمی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 64  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...