"...بصیرت یعنی اینکه خط درگیری با دشمن را تشخیص بدهی...امام خامنه ای "

«نباید بگذاریم فضای جامعه به نحوی باشد که پرسشی، اندیشه‌ای و نقدی زیرزمینی شود. پرسش و نقد از بین نمی‌رود؛ اگر نگذاریم که ظهور و بروز یابد، به ناچار زیرزمینی می‌شود و این به نفع جامعه و کشور نیست؛ بگذارید فضا باز باشد تا هر کسی که پرسش و نقد دارد مطرح کند.»[1] «خداوندا، به تو پناه می‌برم از استبداد رأی ... و بستن دهان رقیبان و منتقدان»[2] «چه خوب است كه در زنگ انشاء، دانش‌آموزان یاد بگیرند از رییس جمهور انتقاد كرده، نقایص و كاستی‌هایی كه در كار او می‌بینند و در می‌یابند را مكتوب كرده و پیشنهادات خود برای رفع این كاستی ها را ارائه كنند»[3]
این‌ها فقط سه نمونه از جملات مربوط به رییس‌جمهور محترم، درخصوص لزوم نقدپذیری و برخورد محترمانه با آرای مخالفان و منتقدان بود و همانطور که ملاحظه کردید آقای روحانی حتی برای دانش‌آموزان هم حق انتقاد از خودشان را محفوظ می‌دانستند و معتقد بودند که نقد را باید از همان دوران کودکی آموخت و به‌کار بست.
در آموزه‌های اسلامی هم به ضرورت انتقادپذیری و برخورد مشفقانه با نصیحت دیگران، سفارش فراوانی شده است؛ تا جایی‌که امام معصوم که از هر خطا و عیبی، مصون است می‌فرماید: «بهترین دوستان نزد من کسانی هستند که عیوب و نواقص مرا به من هدیه دهند.»[4] و این، نشان از لزوم وجود یک فرهنگ ثابت و غیرقابل‌تغییر، در میان پیروان اسلام است. فایده‌ی انتقادپذیری و ضرر انتقادناپذیری هم در کلام امام سجاد(علیه‌السلام) به خوبی تبیین شده است. آن حضرت در روایتی عبرت‌آموز می‌فرمایند: «چه‌بسا اشخاصی که از بس خوبی آنها را گفتند و مدحشان نمودند، فریب خوردند و چه‌بسا افرادی که چون از عیب آنها چشم‌پوشی شد [و مورد انتقاد قرار نگرفتند] مغرور شدند.»[5]
آن‌چه از رییس‌جمهور محترم در سطور ابتدایی این نوشته نقل شد(به همراه ده‌ها مورد مشابه) می‌توانست نویدبخش ایجاد فضایی آکنده از «احترام به نظر مخالف و منتقد» باشد تا در سایه‌ی آن، نخبگان و حتی عموم مردم بتوانند بدون هراس از برچسب‌زنی و سرکوب، به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خود بپردازند. اما با هزاران تأسف باید گفت که فاصله‌ی میان حرف تا عمل شیخ حسن روحانی، بسیار زیاد و باورنکردنی است! چگونه می‌شود که شخصی از بستن دهان منتقدان، به خدا پناه ببرد ولی درعمل و برای بستن دهان آنها از برچسب‌هایی مثل «کم‌سواد»[6] و «افراطی»[7] استفاده کند؟ وقتی بالاترین مقام اجرایی کشور، منتقدین را «بزدل» می‌نامد و برای آنها «رفتن به جهنم» را تجویز می‌کند[8] آیا در چنین شرایطی، سخن از بازگذاشتن فضای نقد -حتی برای دانش‌آموزان- ادعایی گزاف و مضحک نیست؟ 

تعجب و تاسف‌آور اینکه آقای روحانی در توصیف جنایتکاری مثل اوباما از لفظ «مودب» و «باهوش» استفاده می‌کند ولی منتقدین دلسوز داخلی را بزدل و کم‌سواد می‌نامد!
رییس‌جمهور و دوستانش در این یک‌‌سالی که از عمر دولت یازدهم می‌گذرد به بدترین شیوه، مخالفان خود را نوازش کرده‌اند که یک نمونه‌ی آن مربوط می‌شود به اظهارات مشاور آقای روحانی و مرد چندشغله‌ی دولت یازدهم که گفته بود: تمام کسانی که به روحانی رأی ندادند حامی بی‌قانونی هستند!
[9] در همین راستا معاون اول رییس‌جمهور، منتقدین را حسود می‌خواند[10] و یکی دیگر از مسئولین می‌گوید که منتقدین توافق هسته‌ای، «کوردل» هستند![11]

نمونه‌هایی که بیان شد فقط «اندکی از بسیار» و «مشتی از خروار» بود و گمان نمی‌رود که هیچ دولت دیگری در این مدت کوتاه، چنین برخوردی با منتقدان کرده باشد. پرواضح است که دولت جمهوری‌اسلامی به دلیل مشروعیت حاصل از تنفیذ ولی‌فقیه، قانونی و محترم است و دلیل اصلی تذکرات این چنینی هم این نکته است که نظام جمهوری‌اسلامی و مردم شریف ایران، لایق بهترین و بااخلاق‌ترین مسئولان می‌باشند و نباید مسئولی به‌خود اجازه دهد که با مواضع نامناسب، آبروی ملت را در خطر قرار دهد. نگاهی به رسانه‌های معاند در چند روز اخیر نشان می‌دهد که دشمنان انقلاب تا چه اندازه از این اظهارات نسنجیده به وجد آمده‌اند و آن‌را بعنوان تابلویی برای بدنامی نظام اسلامی در دست گرفته‌اند.[12]

----------------------------------------------------------------------
1- نباید بگذاریم در جامعه نقد زیرزمینی شود
2- سخنان در مراسم تنفیذ
3- سخنان در آیین بازگشایی مدارس كشور
4-  حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 8، ص 413
5- علامهمجلسی، بحارالانوار ج 75، ص 139
6- چرا فقط یک عده معدود کم‌سواد باید از توافق ژنو حرف بزنند
7- حسن روحانی بر کدام افراطی و تندرو پیروز شد؟
8- عده‌ای بزدل سیاسی‌ هستند/ به جهنم! بروید جایی که نلرزید
9- توهین اکبر ترکان به نیمی از ملت ایران
10- مخالفت‌هایی با اقدامات دولت، از روی حسادت است
11- منتقدان توافق ژنو کوردل، مغرض و بی‌سوادند!
12- بازتاب جهانی «به جهنم رفتن» منتقدان روحانی+تصاویر





برچسب ها: به جهنم، روحانی، بزدل، کوردل، انتقاد، دولت تدبیر، دولت یازدهم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 25 مرداد 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()

حرف حق و موضع‌گیری درست، هر اندازه هم که قدر و فیمت داشته باشد وقتی در زمان لازم و ضروری گفته نشد از ارزش و اعتبارش کاسته می‌شود و دیگر از قیمت و منزلت بالایی برخوردار نیست. برای ابراز حق و سرپیچی از باطل اگر فرصت‌ها و لحظات حساس و سرنوشت‌ساز را از دست دادیم آن‌وقت است که در انجام وظیفه‌ی خود، کوتاهی کرده‌ایم و چه‌بسا ضرر جبران‌ناپذیری به جبهه‌ی حق، زده باشیم. قصه‌ی پرغصه‌ی «عدم موضع‌گیری به‌موقع» از سوی خواص در مقاطع عظیم و حساسی مثل ماجرای سقیفه و فاجعه‌ی کربلا، یادآور حقیقت تلخِ «از دست دادن زمان برای جانبداری از حق» است. «انحراف در مسیر خلافت» و «سر به نیزه شدن سرور جوانان اهل بهشت» نتیجه‌ی موضع‌گیری نکردن در وقت مناسب و ضروری بود که باعث شد چنین مصیبت‌هایی بر پیکر دین خدا وارد گردد.
5 سال پیش و در جریان وقوع فتنه‌ی 88، وقتی به‌خاطر قانون‌شکنیِ سران فتنه و قشون‌کشی خیابانی، شرایط مناسبی برای سیلی‌خوردگان از انقلاب و مردم، به وجود آمد و شعارهای ساختارشکنانه سر داده شد، عده‌ای که شناخته شده و صاحب تریبون بودند در اعلام مواضع و اظهار برائت از چنین شعارهایی، تعلل ورزیدند و مرتکب گناهِ «از دست دادن زمان برای جانبداری از حق» شدند! کار به جایی رسید که شعار «نه غزه نه لبنان» که از بیخ‌ و بُن با آموزه‌های اسلامی و آرمان‌های انقلابی، مخالف بود حتی در روز قدس سال 88 هم در برخی نقاط تهران، شنیده شد و باعث شادی فوق‌العاده‌ی رژیم صهیونیستی گردید. انتظار این بود که لااقل پس از بروز چنین افتضاحی، برخی از چهره‌های سیاسی منسوب به نامزد یاغی و شکست‌خورده‌ی انتخابات 88، به موضع‌گیری مناسب بپردازند و ابراز برائت کنند. اما متاسفانه آن انتظار بجا در آن شرایط حساس، برآورده نشد و برخی چهره‌های طرفدارِ نامزد شکست‌خورده، سکوتی ننگین اختیار کردند و حفظ طرفداران ساختارشکن را به حفظ اصول انقلاب، ترجیح دادند! [1] این روزها و پس از گذشت 5 سال از آن فتنه‌ی عظیم- که به لطف خداوند ناکام ماند- و به‌دنبال تجاوز وحشیانه‌ی رژیم کودک‌کش اسراییل به نواز غزه، برخی از همان افراد موردنظر، در اظهارنظری دیرهنگام، به ابراز بیزاری از طرح شعار «نه غزه نه لبنان» پرداختند! ظاهرا احساس ننگ ناشی از «همراهی با صهیونیست‌های نجس» این حضرات را به چنین واکنشی واداشته است. البته چنین عکس‌العملی، هرچند بسیار دیرهنگام است اما بازهم جای خوشحالی دارد ولی مطلبی که جای سرزنش دارد این است که این جماعت، به جای عذرخواهی در تاخیرشان با ژستی طلبکارانه، به‌طورکلی منکر خطا و گناهشان هستند و حتی دیگران را متهم به انتساب دروغین می‌کنند! همین رویکرد غیرصادقانه است که باور توبه‌ی این افراد را دشوار کرده و ذهن‌ها را نسبت به آنها همچنان بدگمان نگه‌می‌دارد.[2]

متاسفانه همین روش را در برخی وزرای دولت یازدهم هم شاهد بودیم. یادمان نمی‌رود که برخی از این آقایان در دادن اطلاعات غلط و ایجاد توهم پیروزی در انتخابات برای موسوی چه نقش موثری داشتند اما همین افراد در روز رأی اعتماد کابینه‌ی یازدهم، چنان از فتنه و فتنه‌گران ابراز برائت کردند که انگار هیچ نقشی در ایجاد آن نداشتند! [3] حالا سوال اینجاست که امثال این آقایان چرا در همان زمان، به روشنگری نپرداختند؟ آیا غیر از این است که با موضع‌گیری درست و به‌هنگام، می‌توانستند برخی هوادارن بی‌اطلاع و فریب‌خورده را آگاه کنند و لااقل از بخشی از خسارت‌های فتنه‌ی 88 بکاهند؟
یادمان باشد که به تاخیرانداختن زمان و فرصت مناسب، در حقیقت به منزله‌ی ازدست‌دادن و ضایع‌کردن آن است. کلام حضرت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) را به عنوان حسن ختام این نوشته، تقدیم می‌کنم: «هر كس فرصت را از زمانش به تأخیر اندازد، مطمئن باشد كه آن را از دست مى‌دهد.»[4]
---------------------------------------

1- بازخوانی قدس 88
2- من نبودم دستم بود!
3- آخوندی و دوستانش، موسوی را متوهم کردند
4- «مَن أخَّرَ الفُرصَةَ عَن وَقتِها فَلْیَكُنْ على ثِقَةٍ مِن فَوتِها» (غررالحکم/8795)





برچسب ها: قدس 88، فتنه 88، غزه، نفاق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 11 مرداد 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()

35 سال پیش، وقتی از زبان مردی ملکوتی، آخرین جمعه‌ی ماه مبارک رمضان، به نام «روز جهانی قدس» نامگذاری شد شاید خیلی‌ها از این حرکت، برداشتی سطحی و صرفاً نمادین داشتند و فکر می‌کردند که چنین رویکردی در جهان پر از ظلم و جور امروز، چه اثری می‌تواند داشته باشد. چه کسی تصور می‌کرد که 35 سال بعد از صدور این فرمان مخلصانه، امت خمینی‌کبیر(رحمه‌الله) چنین باشکوه و حماسی، خیابان‌های ایران اسلامی را پر کنند از طنین دفاع از قبله‌ی اول مسلمین و نفرت از رژیم نحس و نجس صهیونیستی. نه گرمای طاقت‌فرسای مرداد ماه و نه روزه‌داری، هیچکدام مانع از حضور ملت سربلند و مؤمن ایران نشد. ملتی که در طول ماه مبارک، همواره دعای «اللهم اصلح کل فاسد من امورالمسلمین»[1] را بر زبان جاری کرده‌اند چگونه می‌توانستند در برابر فساد عظیمی که اینروزها در غزه‌ی مظلوم، رخ داده است ساکت و بی‌اعتنا باشند؟ درحالی‌که حتی مردم غیرمسلمان کشورهای اروپایی و آمریکایی هم فریادشان از این همه جنایت اسراییل، بلند شده است آیا رواست که عده‌ای هنوز هم برای کمک به مردم فلسطین، دچار تردید باشند؟
اما از پیام‌های بسیار مهم این حضور کم‌نظیر، نمی‌توان به راحتی عبور کرد. 5سال پیش بود که عده‌ای بخاطر فضای مسموم ناشی از فتنه‌ی 88، سعی داشتند چهره‌ی ملت ایران را در دنیا وارونه جلوه دهند و با شعار سخیف «نه غزه نه لبنان»، دقیقاً در مسیر خواسته‌های اسراییل جنایتکار حرکت کردند. همان زمان بود که رسانه‌های وابسته به جبهه‌ی استکبار، با درشت‌نمایی چنین شعارهایی و نسبت‌دادن آن به تمام ملت ایران، سعی در انتقام‌گیری از انقلاب اسلامی و امام راحل عظیم‌الشان و همچنین خالی‌کردن دل مستضعفان دنیا داشتند. پیام سیل خروشان ملتی که به دفاع از مظلومان غزه، برخاستند این بود که آن جماعت اندک و حقیر، بریده از مردم و سرسپرده به اجانب بودند و در مقایسه با جمعیت عظیم ملت ایران، مثل قطره‌ای دربرابر اقیانوس هستند.

پیام فوق‌العاده مهم دیگری که نباید از آن غافل بود عبارت است از تودهنی خوردن شبکه‌های ماهواره‌ای مثل بی‌بی‌سی فارسی و صدای‌آمریکا. این شبکه‌ها که در طول تجاوز اخیر اسراییل، دائماً اخباری جهت‌دار و به نفع رژیم صهیونیستی، پخش می‌کردند امیدوار بودند تا در سایه‌ی این فریبکاری رسانه‌ای، از شور مردم ایران در حمایت از فلسطین، بکاهند. اما همگان دیدند که مردم از هر قشر و سلیقه‌ای به میدان آمدند و یکصدا «مرگ بر اسراییل» را فریاد کردند.
و نکته‌ی پایانی اینکه امروز و در جریان اتفاقات غزه، باید به جبهه‌بندی شکل‌گرفته در دنیا هم توجه ویژه کرد. جبهه‌ی حامیان رژیم خون‌آشام صهیونیستی، همان‌هایی هستند که جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب، بیشترین چالش و درگیری را با آن‌ها داشته است و اتفاقا در جریان مسایل هسته‌ای هم ما با همین‌ها طرف هستیم. آمریکا که مدام کمک‌های مالی و تسلیحاتی خود را به اسراییل، سرازیر می‌کند و حتی نیروهای نظامی آمریکایی هم دربین ارتش اسراییل، مشاهده شده است. انگلیس خبیث که پایه‌گذار اصلی رژیم نامشروع اسراییل است. فرانسه که رییس‌جمهورش به‌صراحت، هرگونه اعتراض مردم کشورش را ممنوع اعلام کرده و اجازه‌ی فریادزدن علیه اسراییل را هم نمی‌دهد. آلمان هم بدون شرمندگی، از جنایات وحشیانه‌ی اسراییل، اعلام حمایت کرده است. این جماعت دور از منطق و انسانیت، به هیچ وجه، بدنبال تامین منافع ما نخواهند بود و از این رو، اظهارنظر درباره‌ی بازی «برد-برد» در جریان مسایل هسته‌ای، به یک جوک بی‌مزه شبیه‌تر است!

---------------------------------------------------
پی نوشت:

1- بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج 95، ص 120





طبقه بندی: مسائل مهم روز، 
برچسب ها: غزه، لبنان، روز قدس، قدس 93،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()

جراحت عمیق و کهنه‌ای که بیش از 60 سال پیش بر پیکر جهان اسلام، نقش بسته بود این‌روزها دوباره سرباز کرده و بشدت ملتهب و دردناک شده است. پاره‌ی تن جهان اسلام و قبله‌ی اول مسلمانان، در زنجیری از خباثت و قساوت، گرفتار آمده است و عده‌ای بی‌ریشه و مجهول‌الهویه، با ادعای مالکیت این سرزمین، صاحبان اصلی آن را آواره کرده و روزانه به کشتار مردم و تخریب خانه‌های فلسطینیان می‌پردازند. بارانی از گلوله و موشک‌ است که فرو می‌ریزد و مردم را با دهان روزه و سر سفره‌ی افطار و سحری، به کام مرگ می‌کشاند. رژیم کودک‌کش اسراییل، اهدافش را از میان زنان و کودکان بی‌دفاع، انتخاب می‌کند بطوریکه تا به امروز، بخش اعظم کشته‌ها از همین دسته هستند. این‌روزها به نمازهای پنجگانه‌ی اهالی غزه، یک نماز دیگر هم اضافه شده است و آن هم نماز میت است.

در این میان اما سکوت شرم‌آور و مرگبار سران کشورهای اسلامی، بیشترین دلگرمی را به صهیونیست‌ها داده است و خیال آنان را از عواقب جنایاتشان، راحت نموده است. براستی اگر رمضان و روزه، نتواند این سران بظاهر مسلمان را سر عقل و غیرت بیاورد پس دیگر باید به چه چیزی امیدوار بود؟ آیا در چنین شرایطی می‌توان از کفاری مثل «بان‌کی‌مون» و سازمان ملل، انتظار واکنش و کمک داشت؟ البته در میان غیرمسلمانان، هستند افرادی که بخاطر وجدان‌های بیدار و فطرت نوع‌دوستی، فریادشان را بر سر اسراییل، بلند کرده‌اند و حتی برخی از آنان برای کمک به مردم غزه، به آنجا سفر کرده‌اند.[1]
مصیبت جهل و نادانی عده‌ای در داخل کشور هم بر غم و اندوه انسان، می‌افزاید. همان‌ها که همان حرف تکراری و غلط را دوباره بر سر زبان‌ها می‌آورند و نسبت به حمایت از مظلومان فلسطینی، ایجاد تردید می‌کنند. واقعا چرا این جماعت، قصد بیدارشدن از خواب غفلت را ندارند؟ البته از آنها که در جریان فتنه88، ماهیت واقعی خود را فریاد زدند و شعار اسراییل‌پسندِ «نه غزه نه لبنان» را به زبان آوردند، انتظاری نمی‌رود چون باطن پلیدشان، به همان پلیدی اصل فتنه88 بود و امید چندانی به مداوای آنها وجود ندارد. اما آن گروهی که واقعا از سر بی‌خبری و تحت‌تأثیر تبلیغات دشمن، دچار چنین افکاری شدند را دعوت می‌کنم به اندکی تعقل و تحقیق. اگر مردم فلسطین، ناصبی باشند پس وجود مساجدی به نام معصومین (علیهم‌السلام) در این سرزمین، به چه معناست؟ مساجدی مثل مسجد «الامام علی بن ابی طالب» در نابلس، مسجد «فاطمه الزهرا» واقع در جنوب طولکرم و مسجد "الحسین بن علی" واقع در غزه و نیز در الخلیل، شاهد گویایی است که ادعای ناصبی‌بودنِ فلسطینیان، پوچ و بی‌اساس است. حالا اگر هم در میان مردم فلسطین، عده‌ی قلیلی چنین عقیده‌ای داشته باشند آیا باید آنرا به‌پای همه‌ی فلسطین نوشت؟ آیا در کشور خود ما افراد اندک و جاهلی که به مقدسات اهل‌سنت، لعن علنی می‌کنند وجود ندارند؟ در چنین شرایطی، آیا صحیح است که دیگران، مردم ایران را «ضد وحدت» بدانند؟
این افراد، باید بدانند که سیاست تفرقه‌افکنی میان مسلمانان، از ابزارهای قدیمی دشمنان اسلام است که همیشه بکار برده‌اند و بزرگان ما هم همیشه نسبت به چنین رویکردی، هشدار داده‌اند. به عنوان نمونه و برای حسن‌ختام این نوشته، به کلامی از استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری(رحمه‌الله) اشاره می‌کنم که سال‌ها پیش، پرده از حیله و دسیسه‌ی دشمن صهیونیست، برداشته است. «یک وقتی شایع بود و شاید هنوز هم در میان بعضی ها شایع است‏. یک وقتی دیدم یک کسی می‏‌گفت: این فلسطینی‌ها ناصبی هستند. ناصبی یعنی دشمن علی(علیه‌السلام). ناصبی غیر از سنی است... سنی برای امیرالمؤمنین احترام قائل است چون او را خلیفه چهارم و پیشوای چهارم می‏‌داند و علی را دوست دارد. ناصبی یعنی کسی که علی را دشمن می‌‏دارد. سنی مسلمان است، ولی ناصبی کافر است، نجس است. ما با ناصبی نمی‏توانیم معامله مسلمان بکنیم. حال یک کسی می‌‏آید می‌‏گوید این‏ فلسطینی‌ها ناصبی هستند. آن یکی می‏‌گوید. این به آن می‌‏گوید، او هم یک‏ جای دیگر تکرار می‌‏کند و همین‌طور... هیچ فکر نمی‌‏کنند که این، حرفی است که یهودی ها جعل کرده‌‏اند. در هر جایی یک حرف جعل می‌‏کنند برای این که احساس هم دردی‏ نسبت به فلسطینی‌ها را از بین ببرند. می‌‏دانند مردم ایران شیعه‌‏اند و شیعه،‏ دوستدار علی و معتقد است هر کس دشمن علی باشد کافر است، برای این که‏ احساس هم‌دردی را از بین ببرند، این مطلب را جعل می‌‏کنند. در صورتی که‏ ما یکی از سال‌هایی که مکه رفته بودیم، فلسطینی‌ها را زیاد می‌‏دیدیم، یکی‏ از آنها آمد به من گفت: «فلان مسئله از مسائل حج حکمش چیست؟ بعد گفت‏ من شیعه هستم، این رفقایم سنی‌‏اند.» معلوم شد داخل اینها شیعه هم وجود دارد. بعد خودشان می‌‏گفتند بین ما شیعه و سنی هست. شیعه هم زیاد داریم‏... ولی دشمن یهودی یک عده مزدوری را که دارد، مأمور می‌‏کند و می‌‏گوید: شما پخش کنید که اینها ناصبی‌‏اند.»[2]

------------------------------------------------------------------
1- نامه تکان دهنده پزشک نروژی به رییس ‌جمهور آمریکا

2- آشنایی باقرآن، جلد ۴، پاورقی صفحه ۳۲





برچسب ها: غزه، جنایت، کودکان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()

نام و یاد امیرالمومنین علی(علیه‌السلام) همواره برای شیعیان و آزادگان دنیا الهام‌بخش و انرژی‌زا بوده است و ما از کودکی، به مِهرش خو کرده‌ایم و به مددش از مشکلات، رهایی جسته‌ایم. اما آیا ما توانسته‌ایم ابعاد مختلف زندگی آن بزرگوار را بشناسیم؟ پرواضح است که شناخت همه‌جانبه‌ی آن یگانه‌ی دوران، از ظرفیت و توانایی ما خارج است چراکه پیامبراعظم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «یا علی! هیچ‌کس خداوند متعال را به‌حقیقت نشناخت جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه که حق توست، جز خدا و من.»[1] اما این مطلب، سبب نمی‌شود که ما در این جهت، تلاش نکنیم و برای بدست‌آوردن قطره‌ای از معرفت، خود را به اقیانوس نزنیم.

چیزی که این‌روزها شاید بیش‌تر از هر موضوع دیگری، مورد نیاز جامعه‌ی ماست نحوه‌ی تعامل و برخورد با دشمن است. همان دشمنی که 35 سال تمام، بدون‌وقفه مشغول توطئه، خباثت و جنایت است. دشمنی که یک روز با تحمیل جنگی نابرابر توسط یکی از نوکران خود، هشت سال تمام، برای ملت و نظام ما مزاحمت ایجاد کرد و جوانان کم‌نظیری را از ما گرفت. همان دشمن پس از ناکامی در عرصه‌ی نظامی، به نبرد و شبیخون فرهنگی، روی آورد و به‌صراحت از بکاربردن و استفاده از «کانال‌های سکسی» در ماهواره، برای شکست‌دادن نظام اسلامی سخن گفت. تحریم و حصر اقتصادی هم که یکی از ابزار همیشگی برای ضربه‌زدن به جمهوری اسلامی بوده و در سال‌های اخیر هم به اوج خود رسیده است. در یک کلام، دشمن ما هرکاری که از دستش برآمده، انجام داده است و این‌روزها هم چون ماهیت آن دشمن، تغییر نکرده است باید گفت که اکنون هم دشمن ما در کمین است و برای ضربه‌زدن و تمام‌کردن کار نظام اسلامی، تمام نیروی خود را بکار می‌برد.
البته ما حال دشمن را درک می‌کنیم و می‌دانیم که از دست دادن ایران، با همه‌ی امکانات طبیعی، انسانی و جغرافیایی آن، چه سیلی محکم و چه داغ سنگینی برای اوست و به همین دلیل، انتظاری جز همین رفتارها از او نداریم. آن‌چه انتظار ماست این است که دوستان داخلی و نیروهای خودی، تصور نکنند که از شدت دشمنی دولت زورگویی مثل آمریکا کاسته شده است و چراغ‌سبزهای آنان، قابل اعتماد است. نباید خیال کرد که اگر ما آمریکا را کدخدا نامیدیم و خود را رعیت و کارگزار او معرفی کردیم، این سخن سبب می‌شود که او دست از مکر و عداوت خود بردارد! نباید توهم کرد که اگر ما رییس‌جمهور آمریکا را فردی «مودب» معرفی کردیم آن‌وقت او هم دست از دشمنی می‌کشد و رفتارش دوستانه خواهد شد. به نظر نگارنده، چنین عملکردهایی از سوی برخی سیاستمداران، خوش‌خیالی و غفلت از کیدها و حیله‌های دشمن است.

اینجا زمان رجوع به کلام امیر(علیه‌السلام) است تا بدانیم نتیجه‌ی مرزبندی نکردن صریح و صحیح با دشمن چیست. امام علی(علیه‌السلام) فرمود: کسی که از دشمن غفلت کند، مکرها و حیله‌های دشمن بیدارش خواهد کرد.[2]

بنبابراین باید بدانیم که جلوگیری از ضربه و صدمه‌ی دشمن، به‌مراتب راحت‌تر از ترمیم آن است و چه بسا ضربه‌هایی که اصلا قابل ترمیم هم نباشند و خدا نیاورد روزی را که حیله‌های دشمن، عملی شود و ما را از خواب غفلت، بیدار کند.

-----------------------------------------------

1- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 268

2- غررالحکم ص33





برچسب ها: ظریف، جان کری، هسته ای، مودب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 28 تیر 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
چندی پیش که یکی از مسئولان بلندپایه‌ی کشور در اظهاراتی غیرواقعی، حقیرانه و شگفت‌انگیز، از کافی‌بودن یک بمب آمریکا (درست خواندید؛ فقط یک بمب آمریکا) برای انهدام تمام سیستم دفاعی کشورمان سخن گفت، کاملا مشخص شد که چنین افرادی از فقر اطلاعاتیِ بسیار عمیقی درباره‌ی میزان پیشرفت‌ها و توانمندی‌های نظامیِ ایران اسلامی، برخوردار هستند.
اگرچه گوینده‌ی چنین سخنی، حضور در آمریکا را از 17 سالگی تجربه کرده و سالیان طولانی، در آن کشور بسر برده است، اما چنین مسایلی الزاماً نمی‌تواند و نباید بر تحلیل‌ها و محاسبات شخص اول وزارت خارجه، اثرگذار باشد.

بنظر می‌رسد مسئولان دولت ایالات متحده نسبت به توان نظامی کشورمان، اطلاعات و آگاهی بیشتری دارند؛ چراکه در سال‌های اخیر و با وجود بلوف‌ها و رجزخوانی‌های متعدد، جرأت حمله را به خود نداده‌اند و به همان جمله‌ی تکراری «همه‌ی گزینه‌ها روی میز است» اکتفا کرده‌اند.[1]

در چنین شرایطی اظهارنظر این مقام بلندمرتبه‌ی دولتی، کار را به جایی رساند که رهبر معظم انقلاب در یک جمع عمومی چنین بفرمایند: «یک وقتى یکى از مسئولین کشور، درباره‌ى مسایل نظامى، یک نظرى داده بود که خب مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم یک «تور نظامى» براى مسئولین کشور قرار بدهید؛ بیایند یک خُرده‌اى در محیط‌هاى نظامى گردش کنند، حقایقى را، واقعیّاتى را ببینند، معلوماتشان نسبت به موجودىِ نظامى کشور بالا برود.»[2]


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_32765.jpg

متاسفانه همین رویه و دیدگاه در خصوص پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ی علمی هم در میان برخی مسئولان مربوطه، وجود دارد! یعنی برخی افراد صاحب‌جایگاه و تریبون، نه تنها پیشرفت‌های علمی در چندسال اخیر را باور نمی‌کنند بلکه به انکار و تردید هم می‌پردازند! این در حالی است که امروزه، مراکز علمی معتبر دنیا از سرعت ممتاز و بسیار بالای ایران در تولید علم و دانش، سخن به میان آورده‌اند.
با کمال تاسف، باید وجود همین نگاه در وزارت علوم را دلیل و عامل نگرانی شدید رهبر انقلاب دانست که سبب شده تا ایشان از ابتدای دولت یازدهم تاکنون، چهار بار نسبت به «کاهش سرعت رشد علمی کشور» هشدار بدهند. علاوه بر اینکه ایشان، به لزوم برپایی یک «تور علمی» به منظور آشنایی مسئولان با توانایی‌های علمی کشور، تاکید کردند.[3]

امیدواریم چنین نگرش‌های غیرمنصفانه و غیرواقعی درباره‌ی توان نظامی و علمی کشور، به سرعت ترمیم و تصحیح شود و مسئولان محترم، با بصیرتی بالا همراه با باوری عمیق به توانمندی‌های کشور، در جهت هرچه بیشترشدن پیشرفت‌های کشور عزیزمان گام بردارند.

-----------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت:

1- توانایی شگفت‌انگیز نظامی ایران از نظر کارشناسان آمریکایی+تصاویر
2- یازده تیر 1393 در دیدار با اساتید دانشگاه
3- کلام رهبری به این شرح است: «برخى از کسانى که جایگاهى براى حرف زدن دارند و تریبون دارند، در اصل مسئله‌ى پیشرفت علمى کشور تردید میکنند! ما این را مصلحت نمیدانیم؛ یعنى واقعاً از روى بى‌اطّلاعى است. یک وقتى یکى از مسئولین کشور درباره‌ى مسائل نظامى یک نظرى داده بود که خب مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم یک «تور نظامى» براى مسئولین کشور قرار بدهید؛ بیایند یک خرده‌اى در محیطهاى نظامى گردش کنند، حقایقى را، واقعیّاتى را ببینند، معلوماتشان نسبت به موجودىِ نظامى کشور بالا برود. حالا در مورد مسائل علمى هم متأسّفانه گویا همین‌جور است؛ باید یک «تور علمى» بگذاریم براى مسئولین در بخشهاى مختلف.» (همان)





برچسب ها: ظریف، توان نظامی، تور نظامی، تور علمی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 21 تیر 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
امروزه کندذهن‌ترین انسان‌ها هم به دورویی و بی‌صداقتیِ آمریکا پی‌برده‌اند و می‌دانند که شعار «حمایت از رأی مردم» تا جایی برای سران کاخ‌سفید، محترم است که فرد موردنظر آنها از صندوق رأی بیرون بیاید که در این‌صورت، آن انتخابات، بسیار سالم و دموکراتیک، توصیف می‌شود! اما به محض این‌که مردم کشوری، طبق میل آمریکا عمل نکنند و به گزینه‌ی موردنظر آمریکا رأی ندهند، سردمداران ایالات متحده، آن روی خود را به نمایش گذاشته و با زیرپاگذاشتن تمام سخنان جذاب و ظاهرفریب خود، نه‌تنها حاضر به پذیرش رأی مردم نمی‌شوند بلکه بدون هیچ شرم و خجالتی، برای سرنگونی و براندازی فرد منتخب هم تلاش می‌کنند!

آن‌چه در سال 88 و پس از حضور کم‌نظیر 85 درصدی مردم ایران، اتفاق افتاد یکی از مصادیق بارز چنین رویکرد دوگانه‌ای است که خاطره‌ی آن به این زودی‌ها از ذهن مردم ما پاک نمی‌شود. «باراک اوباما» که قبل از انتخابات، وانمود می‌کرد تفاوتی میان نامزدهای ریاست‌جمهوری ایران، قایل نیست و به هیچ کدام گرایشی ندارد، پس از انتخاب رییس‌جمهور منتخب با تعداد آرای بیش از 24 میلیون رأی، زبان به حمایت از کسی بازکرد که با زیرپا گذاشتن قواعد مردم‌سالاری، به برپایی آشوب‌های خیابانی دست زد و به جای ارائه‌ی مستندات قانونی و احترام به صندوق آرای ملت، به‌دنبال رسیدن به قدرت، از طریق آشوب در خیابان بود. اوباما در اظهاراتی مداخله جویانه گفت: «موسوی به منشأ الهام بخش آن دسته از هموطنان خود تبدیل شده است که خواهان گشایش به سوی غرب هستند.»[1] و این یک پرده از دورویی آمریکا دربرابر خواست و اراده‌ی ملت‌ها بود.


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_32338.jpg

آن‌چه امروز در عراق می‌گذرد را باید جدیدترین نمونه از بی‌اعتنایی آمریکا نسبت به خواسته‌ی مردم دانست. پس از آن‌که در انتخابات اخیر عراق، نیروهای مردمی و ضدآمریکایی توانستند اکثریت مجلس این کشور را به خود اختصاص دهند و عراق را در جهت استقلال کامل، سوق دهند، این‌بار آمریکایی‌ها با چراغ سبز به گروهکی خشن و بی‌منطق، آنان را به سرزمین عراق وارد کرد. «داعش» همان گروهک تروریستی و خون‌آشامی است که در سوریه، تحت حمایت همه‌جانبه‌ی تسلیحاتی، سیاسی و رسانه‌ای آمریکا بوده و هست و این‌روزها مانند سگ‌ دست‌آموزی، به سوی عراق گسیل شده تا بلکه اهداف و آرزوهای آمریکا را محقق سازد. سخنگوی رسمی گروه تروریستی داعش در بیانیه‌ای اعلام کرد: «آمریکا منطقه‌ی خاورمیانه را به ما سپرده است تا نقشه‌ی جهان را بر اساس خلافت اسلامی رسم بکنیم و بدانید که ما نقشه‌ی جدید جهان را با نوک شمشیرهایمان رسم می کنیم.»[2]

اما آرزوی آمریکا در عراق چیست؟ باراک اوباما این‌جا هم -به‌مانند ایران- با نادیده‌گرفتن آرای مردم عراق و انتخابات برگزارشده در این کشور، سخن از تشکیل «دولت وحدت ملی» به میان می‌آورد[3] تا از این طریق، افراد موردنظر خود را به قدرت برساند. به‌ عبارت دیگر، وقتی رأی مردم عراق را برخلاف خواست خود دید، تلاش کرد تا با زور و ارعاب، به خواسته‌ی خود دست یابد. و این «آن روی» آمریکا و درواقع، چهره‌ی واقعی شیطان بزرگ است که به چیزی جز منافع زیاده‌خواهانه‌ی خود نمی‌اندیشد و شعارهایی مثل اراده‌ و خواست مردم، فقط بزک و آرایشی است که برای فریب مردم جهان، به خود می‌مالد.

البته «روی دیگر» آمریکا را در خیلی جاهای دیگر هم می‌توان دید. مثل اوکراین، مصر، ونزوئلا، شیلی و...

----------------------------------------------------------------

پی‌نوشت:

1- حمایت مستقیم و بی‌سابقه اوباما از موسوی

2- امریکا منطقه خاورمیانه را به ما سپرده است

3- تاکید اوباما و اولاند بر تشکیل دولت وحدت ملی در عراق





برچسب ها: فتنه 88، فتنه، فتنه گر، سران فتنه، داعش،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 14 تیر 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 68  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...