"...بصیرت یعنی اینکه خط درگیری با دشمن را تشخیص بدهی...امام خامنه ای "
یکی از آموزه‌های مهم قرآن‌کریم، به «کیفیت و چگونگیِ ارتباط و برخورد با دشمنان خدا و کافران» اختصاص دارد. در این زمینه، آخرین کتاب آسمانی، دستورات روشن و صریحی بیان فرموده است. از جمله اینکه در مواجهه با کافران، باید «غلظت» و «تندی» به‌خرج داد.[1]

گرچه اسلام دین رحمت و مهربانی و خداوند متعال، ارحم‌الرّاحمین است و اصل اوّلى در اسلام بر عطوفت و رأفت است، امّا ساده‌لوحی است اگر بخواهیم دایره‌ی این مهربانی را به دشمنان دین خدا هم گسترش دهیم. چراکه اساساً دشمن، برای نابودکردن و ضربه‌زدن، اقدام می‌کند؛ بنابراین نمی‌توان او را هم شایسته‌ی رحمت و مرحمت دانست.

 قرآن‌مجید در جایی دیگر، به مؤمنان، توصیه می‌شود که طوری رفتار کنند تا کفار در آنها، «سرسختی» و «صلابت» بیابند.[2] به‌طورکلی، قرآن‌کریم شرطِ «با پیامبر بودن» و «در زمره‌ی پیروان ایشان قرارگرفتن» را «شدت» و «صلابت» در برابر کفار معرفی می‌کند[3] و مفهموش این است که اگر اشخاصی چنین روحیه‌ای ندارند نمی‌توانند خود را از پیروان رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به‌حساب آورند. «شدّت به‌خرج‌دادن در برابر كسانى كه حریم اسلام و احكام تابناك آن را مى‌شكنند، یا جان و مال و آبروى مسلمانان را به مخاطره مى‌افكنند...از ویژگى‌هاى پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) و مۆمنان راستین است.»[4]

این مقدمه برای پرداختن به وقایعی است که این‌روزها با آن‌ها مواجه هستیم. سخنانی که از دهان سردمداران کفر جهانی و دشمنان معلوم‌الحال اسلام، خارج می‌شود این نگرانی را به‌وجود آورده است که آموزه‌ی قرآنی مورد اشاره، مورد کم‌توجهی قرار گرفته و کم‌رنگ شده است. وقتی بالاترین مقام رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی، زبان به رضایت از اقدامات رییس‌جمهور ایران، بگشاید حتماً و باید نگران باشیم و ببینیم که کجای کارمان اشکال دارد؟ شیمون پرز، همین چند روز پیش و در مصاحبه با روزنامه‌ی اتریشی "استاندارد"، به موضوع مذاکرات هسته‌ای ایران و غرب در وین اشاره کرده و گفته است: «رئیس جمهوری جدید ایران، کمی امیدواری به ما داده است اما رهبر جمهوری اسلامی، بار دیگر همه‌ی این امیدها را ویران کرده است.»[5]


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_27706.jpg

ما به‌خاطر وجود نعمت چنین رهبر شجاع و مؤمنی، حتماً باید شاکر و قدردان باشیم اما نمی‌توانیم دغدغه و نگرانی خود را از چنین اظهارنظرهایی، پنهان کنیم. حالا بگذریم که مقامات کشورمان، در مواجهه با منتقدان توافق هسته‌ای، همیشه «عصبانی‌بودن» اسراییل را به‌عنوان یکی از محکم‌ترین استدلال‌های خود در تأیید توافق‌نامه، ذکر می‌کردند و حالا معلوم شد که اسراییل، نه تنها عصبانی نیست بلکه امیدوار هم شده است!

مطلب اصلی اینجاست که چرا جنایتکار معلوم‌الحالی مثل «شیمون پرز»، باید امیدوار باشد و نباید از سوی مقامات جمهوری‌اسلامی، احساس غلظت و شدت کند؟ مگر قرآن‌کریم، سفارش به صلابت و سرسختی دربرابر کفار نکرده است؟ چرا «شیمون پرز» از تغییر دولت در ایران، چنان به وجد آمده که می‌گوید «ایران را دشمن، به حساب نمی‌آورم و برای دیدار با رییس‌جمهور ایران، آمادگی دارم.»[6] آیا اگر «غلظت و شدت موردنظرِ قرآن در مواجهه با کفار» را عملی کرده بودیم، بازهم این جنایتکار، چنین سخنانی را به زبان می‌آورد؟

 و یا به عنوان نمونه‌ی دیگر، معاون وزیر خارجه‌ی آمریکا - که سابقه‌ی حرف‌های بی‌ادبانه‌ی او به همین چند ماه قبل برمی‌گردد- به صراحت از راحتی و صمیمیت با گروه مذاکره‌کننده‌ی ایرانی، سخن به‌میان می‌آورد. او همین چند روز در مصاحبه‌ای با موسسه مطالعاتی «آسپن» در پاسخ به سوالی راجع به هیات مذاکره‌کننده‌ی ایرانی گفت: «آنها خیلی حرفه‌ای و صریح هستند. ما الان همدیگر را با اسم‌های کوچک صدا می‌زنیم و به انگلیسی صحبت می‌کنیم و اینکه دیگر مثل گذشته با ترجمه صحبت نمی‌کنیم گفت‌وگو را خیلی راحت‌تر کرده است. ما حتی درباره‌ی خانواده‌های یکدیگر هم می‌دانیم. زمانی که موضوعاتی وجود دارند برای همدیگر ایمیل می‌فرستیم یا تماس تلفنی برقرار می‌کنیم.»[7]

چنین مواضعی را شاید عده‌ای به حساب موفقیت دیپلماسی بگذارند اما کدام انسان منصفی است که نداند لبخند و صمیمیت سران ددمنشِ اسراییل و آمریکا، لبخند گرگی است که اشتهایش را چیزی جز دریدن و خونریزی، ارضا نمی‌کند.

بنظر می‌رسد مقامات دولتی، بجای تندی علیه منتقدان داخلی و «کم‌سواد» خواندنِ آنان، باید درمواجهه با دشمنانِ حربی، از خود صلابت و شدت نشان دهند؛ چراکه صمیمیت با دشمنان خدا، زیبنده‌ی یک مسلمان نیست. البته «مودب نامیدن اوباما» و تعریف و تمجید از او توسط بالاترین مقام دولت، به این نگرانی دامن می‌زند که براستی جایگاه این آموزه‌ی قرآن‌کریم در خصوص «لزوم شدت و غلظت در برابر کفار» کجاست؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت:

1- «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ .»(تحریم/9) «ای پیامبر ، با کفار و منافقان جهاد کن و بر آنها سخت بگیر، جایگاهشان جهنم است که بد سرانجامی است.»

2- «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِیَجِدُواْ فِیكُمْ غِلْظَةً...»(توبه/123) «اى كسانى كه ایمان آورده‏‌اید، با كافرانى كه مجاور شما هستند كارزار كنید، و آنان باید در شما خشونت بیابند.»

3- «مَحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ، رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ...»(فتح/29) «محمدّ(صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرستاده‌ی خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سخت و شدید و در میان خود مهربان‌اند.»

4- آیت الله مصباح‌یزدی، مشکات هدایت، ص 169

5- شیمون پرز: در موضوع هسته‎ای، رئیس جمهور جدید ایران، کمی امیدواری به ما داده است!

6- ایران را دشمن نمی‌دانیم

7- اظهارات وندی شرمن





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 23 فروردین 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
ضربه‌ای که از حاکمیت ولایت فقیه در ایران، بر پیکر زورگویان و چپاول‌گرایان دوران حاضر، وارد شده است، سبب گردیده تا این افراد، به بهانه‌های مختلف، درصدد تضعیف این نهاد مقدس باشند. اگر اهل رصدکردن رسانه‌ها و نشریات معلوم‌الحال باشید حتماً تصدیق خواهیدکرد که چه هجمه‌ی عظیمی برای القای بی‌ریشه‌ و جدیدبودنِ نظریه‌ی «ولایت فقیه» صورت می‌گیرد. اما بر اهل تحقیق، پوشیده نیست که سابقه و قدمت این نظریه در میان علمای شیعه، به بیش از هزار سال می‌رسد.

یکی از علمای بزرگی که در قرن چهارم و پنجم هجری، زندگی می‌کرد «ابوالصلاح حلبی» است. این بزرگوار که به تعبیر علامه مجلسی(رحمه‌الله) «بزرگ‌تر از آن است که محتاج به بیان و توضیح باشد»[1] در کتاب فقهی ارزشمند خود به نام «الکافی»، بخش مستقلی به‌نام «تنفیذ الاحکام» (اجرای احکام) را به رشته‌ی تحریر درآورده است.

این عالم بزرگ شیعی، در این بخش از کتاب خود، پس از تأکید بر این نکته که «اجراى احكام شرعى و حكم بر طبق تعبد به آنها از واجبات امامان‌معصوم‏‌(علیهم‌السلام) و مختص به آنهاست»، یادآور می‌شود که غیر از معصومین(علیهم‌السلام) فقط کسانی، شایستگیِ این امور را دارند که صلاحیت آنان از سوی ائمه(علیهم‌السلام) تأیید شده باشد.

مرحوم «ابوالصلاح حلبی» برای اینکه خصوصیات چنین شخصی را به‌طور واضح، بیان‌کند به ذکر ویژگی‌ها و صفات موردنظر می‌پردازد و می‌نویسد: «شروط نیابت از سوى امام عبارت است از: 1- علم به حق در حكمى كه به او ارجاع شده است. 2- قدرت بر اجراى آن به‌گونه‌اى كه لازم است. 3- داشتن عقل، اندیشه و بردبارى. 4- بصیرت به اوضاع. 5- ظهور عدالت و پاك‌دامنى و تدین به حكم، 6. قدرت بر قیام به حكم و قراردادن آن در جاى خود.»[2]

اگر شما اصل نهم قانون‌اساسی را -که در آن، صفات و شرایط رهبر، ذکر شده است را مطالعه کرده باشید- خواهید دید که چیزی غیر از همین صفات ذکرشده در کتاب «شیخ ابوالصلاح حلبی»(رحمه‌الله) نیست. کتابی که در قرن پنجم هجری، نگاشته شده و با یک حساب ساده میتوان دریافت که اکنون، ده‌قرن از آن زمان می‌گذرد.


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_27517.jpg

بنابراین، بی‌ریشه و فاقد پیشینه‌خواندنِ نظریه‌ی «ولایت فقیه» در فقه شیعه را یا باید به حساب جهل و فقدان مطالعه گذاشت و یا باید آن را ناشی از دشمنی و هواپرستی قلمداد کرد.

------------------------------

پی‌نوشت:

1- تقریب المعارف، مقدمه، ص ۸

2- الکافی/ ص 423





طبقه بندی: مبانی فقهی ولایت فقیه، 
برچسب ها: ولایت فقیه، ابواصلاح حلبی، الکافی، امام خمینی، امام خامنه ای،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
وقتی حکمت احکام الهی را درک نمی‌کنیم و قدرت تعبد و تسلیم هم نداریم، نتیجه همین می‌شود که می‌بینیم. دیش‌های ماهواره، هر روز بیشتر از گذشته برفراز بام‌های منازل، پدیدار می‌شوند. اسامی نوزادان از شدت غرابت، نامزد قرارگرفتن در لیست عجایب چندگانه می‌شوند. حجاب زنان و دختران، حتی در فصل زمستان -و بخاطر سرما نه بخاطر خدا- هم وضع مناسبی ندارد. آغوش و منزل انسان‌ها مکانی برای جولان حیوانات نجس‌العین می‌شود...
و این منکرات، آن‌چنان مستحکم و ریشه‌دار می‌شوند که وقتی مؤمن باغیرتی مثل «علی‌خلیلی» زبان به نهی از آن می‌گشاید، چنان با ضربه‌ی وحشیانه‌ی «قمه»بدستان، مواجه می‌شود که انگار این طلبه‌ی 19 ساله درصدد غصب یا ضایع‌کردنِ حقّی از ضاربان بوده و یا از آنان ارث پدری، طلب کرده است!


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_27522.jpg

روی سخنم در این نوشتار با مردم متدین و مؤمن است. همان‌ها که فقط برای نام مبارک «علی» (علیه‌السلام) حاضرند تمام هستیِ خود را فدا کنند -که البته کاری شایسته و افتخاری بی‌نظیر است-. حضرت علی (علیه‌السلام) در یک جمله، تکلیف همه‌ی ما را در برابر فریضه‌ی «امر بمعروف و نهی از منکر» معین فرموده است. «همه‌ی كارهاى‌خوب و جهاد در راه‌خدا در مقایسه با امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر، مثل قطره‏‌اى است در دریاى عمیق.»[1]

اگر نگارنده بخواهد دلیل این مطلب را -با اذعان به عدم درک عمق حدیث- بیان‌کند می‌گوید: در شرایطی که شیاطین جنّی و انسی و همچنین هوای‌نفس‌ برای محو و یا لااقل، به حاشیه‌کشاندن «معروف و خوبی‌ها» از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کنند و در مقابل، تمام توان و قوای خود را برای ترویج و شیوع «منکر و بدی‌ها» به‌کارگرفته‌اند اگر تک‌تک مؤمنان برای حفظ و نشر آموزه‌های الهی، احساس مسئولیت نکنند و در یک کلام، فریضه‌ی «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر» را اجرا ننمایند در فاصله‌ی کوتاهی، شاهد غلبه‌ی تباهی و فساد بر هدایت و پاکی خواهیم بود و معصیت‌کاران سیاه‌رو، شاهرگ حیاتیِ مؤمنان خداجو را نشانه خواهند رفت. همچنان که در کربلا، سرور جوانان اهل بهشت و یاران پاک‌طینت او را به همین جرمِ «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر» به خاک‌وخون کشیدند.

اگر خباثت‌ها و توطئه‌های دشمنان بیرونیِ، یکی از راه‌ها برای به شکست‌کشاندنِ انقلاب است، کم‌کاری و کوتاه‌آمدن انقلابیون از آرمان‌های انقلاب هم به همان اندازه خطرناک و مضر است و چه‌بسا کم‌توجهی ما در این زمینه، نام ما را هم در لیست دشمنان انقلاب قرار دهد! مگر نه این است که ثمره‌ی عملکرد دشمن، سست‌نمودن و تضعیف پایه‌های انقلاب است؟ حال اگر عملکرد ما هم چنین نتیجه‌ای داشته باشد چرا نباید خودمان را در زمره‌ی دشمنان محسوب کنیم؟

توضیح این نکته، ضروری است که نگارنده به‌هیچ‌وجه درصدد سیاه‌نمایی نیست و اساساً اعتقاد ندارد که وضع کنونیِِ فرهنگ در جامعه‌ی ما وضعی وخیم و بحرانی است، بلکه دغدغه‌ی اصلی این نوشتار، هشداری خیرخواهانه برای تجدیدنظر در نحوه‌ی برخورد با فریضه‌ی محوری «امربمعروف و نهی‌ازمنکر» و اظهار تأسفی سوگمندانه به‌خاطر شهادت طلبه‌ی مهذّب و بااخلاص «علی‌خلیلی» است. ای کاش خون این شهید عزیز، تلنگری باشد بر غفلت‌زدگان خواب‌آلود.

-----------------------------

پی‌نوشت:

1- «وَماأعمالُ البِرِّ كُلُّها وَالجِهادُ فى سَبیلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ.» (نهج البلاغه، حكمت 374)





برچسب ها: امیرالمومنین، نهج البلاغه، امر به معروف، علی خلیلی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 9 فروردین 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
لازمه‌ی زندگی یک انسان هدف‌دار و آرمان‌گرا، وجود سختی‌ها و فشارهایی است که از طرف مخالفان و دشمنان آن هدف و آرمان، وارد می‌شود. دشمنانی که اهداف و آرمان‌های الهی را همیشه در نقطه‌ی مقابلِ منافع زیاده‌خواهانه‌ی خود می‌بینند و به‌همین جهت، حتی لحظه‌ای از توطئه و خباثت، دست نمی‌کشند.
حال باید دید راهبرد و شیوه‌ی برخورد با این توطئه‌ها و فشارها کدام است؟

برخی معتقدند که باید بهانه را از دست دشمن گرفت و کاری نکرد که ناراحتی و نارضایتی او فراهم گردد. به همین دلیل، باید خواسته‌های دشمن، تأمین و نگرانی‌های او برطرف شود تا او دست از اذیت‌وآزار بردارد. اما آیا واقعاً چنین شیوه‌ای، راه‌گشاست و موجب عقب‌نشینی دشمن می‌شود؟

با مراجعه به قرآن کریم، می‌توان به پاسخ این پرسش دست یافت. «یهودیان مدینه و مسیحیان نجران انتظار داشتند كه پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) همواره در قبله با آنها موافقت كند. هنگامى كه خداوند، قبله‌ی مسلمانان را از بیت المقدس به سوى كعبه تغییر داد، آنها از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) مایوس شدند و شاید بعضی از مسلمانان‏ هم اشکال كردند كه نباید كارى كرد كه باعث رنجش یهود و نصارى گردد.»[1] در همین زمان، آیه‌ی 120 سوره‌ی بقره، نازل شد: «هرگز یهود و نصارى از تو خشنود نخواهند شد مگر آنكه [بطور کامل] از آیین آنان پیروى كنى.»[2]

براساس این آیه، «تا جامعه‌ی مسلمانان از اسلام دست برندارند، این‌ها[دشمنان] راضى نمى‌شوند. مقصود این است كه دشمن مى‌خواهد آن روح اسلامى و آن احكام زنده‌ی اسلام... در میان مسلمانان نباشد. البته آنها با یك عدّه مسلمانِ مرده‌ی بى‌اطّلاع از مبانى عالیه‌ی اسلام، ولو عامل به ظواهر مختصرى از اسلام هم باشند، چندان كارى ندارند؛ دشمنى هم با آن ندارند. اما این‌كه اسلام نیست!»[3]

بنابراین، اشتهای دشمن برای سلب حقوق ما، سیری‌ناپذیر است و اینطور نیست که مثلاً با دست‌کشیدن از انرژی هسته‌ای، او هم از دشمنیِ خود، دست بکشد. و همچنین غلط است اگر فکر کنیم با تعطیلی سانتریفیوژها، می‌توان مانع از حمله‌ی نظامی دشمن شد؛[4] چراکه در سال 1359 که جنگی نابرابر بر ما تحمیل شد اصلا چیزی به‌نام انرژی هسته‌ای نداشتیم!


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_26369.jpg

راهبرد و شیوه‌ی دیگر برای مقابله با فشارهای دشمن، «استقامت» است. همان شیوه‌ای که در آیه‌ی 112 سوره‌ی هود، خطاب به پیامبر آمده است: «هم تو و هم کسانی‌که باتو هستند در این راه، باید استقامت کنید.»[5] و این همان شیوه‌ای است که رسول‌خدا(‌صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به میدان مبارزه با مشرکین می‌کشاند و امیرالمؤمنین و سیدالشهدا (علیهماالسلام) را وادار به پافشاری بر مسیر حق نمود و حتی امام مجتبی(علیه‌السلام) هم -که به‌دلیل نداشتن همراه، مجبور به صلح شد- در متن صلح‌نامه‌ی خود، به هیچ وجه و حتی به اندازه‌ی سرسوزنی حاضر به پذیرش زورگویی دشمن و دست‌کشیدن از آرمان‌های الهی نشد.

در دوران معاصر نیز، همین روحیه‌ی استقامت و پایداری بود که جنگ تحمیلی هشت ساله را بر ملت ایران، گوارا کرد و آنان را به مقابله‌ی جانانه‌ با همه‌ی قدرت‌های دنیا مجاب نمود و حتی به ذهن کسی هم خطور نکرد که مثلا با صرف‌نظر از بخشی از خاک ایران، بهانه را از دست دشمن بگیریم و خود را از زحمت ایستادگی، خلاص کنیم!

بنابراین در منطق قرآن کریم، راهی جز «استقامت» و پافشاری بر صراط‌ مستقیم، معرفی نشده است و البته چنین راهی هم منتج به نتایج بسیار شیرینی خواهد شد که نمونه‌های فراوانی از آن را در طول حیات انقلاب اسلامی به وفور، دیده‌ایم که پیشرفت‌ در حوزه‌های گوناگونِ علمی، سیاسی، فناوری، پزشکی و سلول‌های بنیادین، نانو و ... -باوجود مزاحمت‌های ناشی از تحریم- نمونه‌ای از همان شیرینی‌هاست.

-------------------------------------------------------------------------------

1- تفسیر نمونه، ذیل آیه‌ی 120 سوره‌ی بقره
2- «لَن تَرضىٰ عَنكَ الیَهودُ وَلَا النصارىٰ حَتّىٰ تَتّبِعَ مِلتَهم.»
3- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از روحانیون، 7 مرداد 1371
4- ظریف: 16000سانتریفیوژ ارزش جنگ با آمریکا را ندارد!
5- «فَاستَقِم كَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَكَ وَلا تَطغَوا ۚ إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ.»





برچسب ها: انرژی هسته ای، مقاومت، تحریم، تسلیم، آمریکا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 2 فروردین 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()

یکی از خوانندگان محترم این وبلاگ؛ در رابطه با بحث «ازدیاد نسل» اشکالاتی را وارد کردند که بجا است کمی بیشتر در مورد آن توضیح دهیم. این خواننده محترم نوشت: «مطلبی که گذاشتین به نظر من زیاد کارشناسی نیست، یکم تا قبل از اینکه رهبر انقلاب و صاحب نظران دستور ازدیاد نسل بدن حتی روی پرونده بهداشت خانمهای باردار حدیثی از امام علی علیه‌السلام مینوشتن که از دلایل خوشبختی و سعادت؛ کم بودن اعضای خانواده است».



ادامه مطلب


طبقه بندی: مسائل مهم روز، 
برچسب ها: کاهش جمعیت، ازدیاد نسل، استراتژی دشمن، آمریکا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1392 | توسط : سید هاشمی | نظرات()
روند رسیدن به قوه‌ی اجتهاد در علوم دینی یا همان «فقیه‌شدن»، یک روند تعریف‌شده و مشخصی است که با طی‌کردن مسیری معین و آموختن علومی خاص، میسر می‌گردد. در طول حیات مبارک و طولانیِ حوزه‌های علمیه، افراد فراوانی به این درجه، رسیده‌اند و فقیه شده‌اند. اما سوال اینجاست که آیا صِرف فقاهت و اجتهاد، برای امر مهمی مثل «ولایت فقیه» کفایت می‌کند یا اینکه علاوه بر فقیه‌بودن، وجود شرایط و ویژگی‌های دیگری هم لازم نیست؟

اهمیت پاسخ‌گویی به این سوال، وقتی معلوم می‌شود که شما با انتقاد و اعتراض عده‌ای مواجه باشید که می‌گویند: در یک حکومت، ما با مسایل پیچیده‌ی سیاسی، امور حساس اجتماعی و موضوعات دشوار اقتصادی مواجه هستیم و بدیهی است که غلبه‌کردن بر هر کدام از آنها، نیازمند تخصص لازم است. بنابراین، برای اداره‌ی یک جامعه، احتیاج به توانمندی‌ها و خصوصیات دیگری هستیم که در یک «فقیه» -که جز فقاهت، توانایی دیگری ندارد- یافت نمی‌شود.

اگرچه بعضی، تلاش می‌کنند تا چنین سوالی را جدید و بی‌پاسخ، جلوه دهند اما حقیقت این است جواب این سوال، حدود هزار سال پیش، داده شده است! عالم گرانمایه و نامدار، مرحوم شیخ مفید(رحمه‌الله) در کتاب ارزشمند «المقنعه» در خصوص واگذاری منصب ائمه(علیهم‌السلام) به فقهای شیعه می‌نویسد: «اما اجراى حدود، وظیفه سلطان اسلام است که از جانب خداوند، گمارده شده است و آنان همان ائمه هدى از آل محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هستند و کسى که از سوى آنان به این امر گمارده شده است. ... و امامان نیز این امر را به فقهاى شیعه واگذار کرده‌اند تا در صورت امکان، مسئولیت اجرایى آن را بر عهده بگیرند... زیرا ائمه(علیهم‌السلام) ولایت را به فقیهان واگذار کرده‌اند.»[1]

شیخ مفید (رحمه‌الله) به همین مطلب، بسنده نمی‌کند و در ادامه، تصریح می‌کند که برای منصب مهمی مثل جانشینی امام معصوم(علیه‌السلام)، شروطی لازم است. آن بزرگوار می‌فرماید: «کسى که به دلیل جهل به احکام و یا ناتوانى بر اداره امور مردم که به او واگذار شده، شایستگى ولایت را نداشته باشد، حق ندارد، عهده دار این امر شود و اگر آن را بپذیرد، گناهکار است و از ناحیه‌ی صاحب‌امر، اجازه‌ی این کار را ندارد. [همان]صاحب‌الامرى که همه‌ی ولایتها به او برمى‌گردد.»[2]

در عبارت فوق، عبارت «ناتوانى بر اداره‌ی امور مردم» نشان از آن دارد که فقط وجود فقاهت برای «ولی فقیه»شدن، کافی نیست بلکه فقیهی که می‌خواهد ولایت مردم را برعهده بگیرد باید توان رویارویی با مسایل پیچیده‌ و متنوع حکومتی را داشته باشد.

بر همین اساس، در اصل 109 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آمده است که علاوه بر «عدالت، تقوا و صلاحیت علمی» از جمله صفات لازم برای رهبری عبارت است از «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت كافی برای رهبری.»

-------------------------------------

پی‌نوشت:

1-«فامّا اقامة الحدود فهو الی سلطان الاسلام المنصوب من قبل اللَّه و هم ائمة الهدی من آل محمدعلیهم السلام، و من نصبوه لذلک من الأمراء والحکّام، و قد فوّضوا النظر فیه الی فقهاء شیعتهم مع الامکان... لان الائمه، علیهم السلام، قد فوضوا الیهم ذلک.» (شیخ مفید، المقنعه، ص 810)

2- «و من لم یصلح للولایه علی الناس لجهل بالاحکام أو عجز عن القیام بما یستند الیه من أمور الناس، فلا یحل له التعرض لذالک او التکلّف له، فان تکلفه فهو عاص غیرمأذون له فیه من جهة صاحب الأمر الذی الیه الولایات.» (همان)





طبقه بندی: مبانی فقهی ولایت فقیه، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 24 اسفند 1392 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
یکی از مهلک‌ترین و خطرناک‌ترین اشتباهات در مواجهه با دشمن، محاسبه‌ی غلط از رفتار دشمن، خوش‌بین بودن به او و گرفتارشدن در دام نیرنگ اوست. در چنین شرایطی، درصد و احتمال ضربه‌پذیری و آسیب‌دیدن، بسیار بالا می‌رود چون به‌دلیل همان اشتباه محاسباتی، شمشیر زهرآگین دشمن را نمی‌بینند و در نتیجه، هیچ سپری هم برای دفاع از خود، بدست نمی‌گیرند.

عده‌ای البته براساس خوش‌خیالی، درصدد توجیه رفتارهای غیرمنطقی خود برمی‌آیند و اظهار می‌کنند که به‌دنبال بدست‌آوردن دلِ دشمن و کسب اعتماد او هستند تا از این طریق، بتوانند از شدت عداوت او بکاهند و یا حتی او را به دوست، تبدیل کنند؛ غافل از اینکه رضایت دشمنان خدا فقط زمانی جلب می‌شود که ما به‌کلی دست از اعتقادات خود برداریم و کاملاً دنباله‌روی آنان شویم.1

پس از اینکه در اقدامی بی‌سابقه و البته نابجا 2 رییس‌جمهوری از ایران به گفت‌و‌گوی تلفنی با همتای آمریکاییِ خود پرداخت، شاید خیلی‌ها تصور می‌کردند که ازآن‌پس، باید شاهد کاهش دشمنی‌های دولت ایالات متحده علیه ایران باشیم. اما مروری بر مواضع مقامات ارشد آمریکایی، نشان می‌هد که لحن آنها حتی نسبت به سال‌های گذشته، تندتر و تحقیرآمیزتر هم شده است! شاید سران کاخ‌سفید هم فهمیده‌اند که درحال حاضر، طرف ایرانی -به هر دلیلی- مایل به اتخاذ مواضع صریح و محکم نیست و همین مسأله هم باعث سوءاستفاده‌ی آنان شده است.

عجیب‌تر اینکه به‌جای پاسخ‌گویی مناسب به یاوه‌گویی‌های آمریکا، بعضی‌ها زبان به ثناگویی و تمجید از اوباما گشوده‌اند و او را فردی «مؤدب» معرفی کرده‌اند!3 شما در «تهدیدهای مکرر ایران با گزینه‌های روی میز» اثری از ادب می‌بینید؟4 آیا شما در این جمله‌ی اوباما را مؤدبانه می‌دانید: «وقتی ایرانیها به ۳۵ هزار پرسنل ارتش آمریکا در منطقه می‌نگرند می‌دانند که باید اظهارات مرا درخصوص تهدید نظامی، جدی بگیرند.»5

آیا این جمله که «فریب و نیرنگ، بخشی از وجود ایرانیان است» نشان از مؤدب بودن دارد؟6 گوینده‌ی همین حرف در جای دیگری درخصوص توزیع سبدکالا گفته است: «شما در اخبار دیدید که ایران اخیرا به طور قابل مشاهده‌ای، غذا به مردم فقیر در جامعه داد که به نوعی نشان‌دهنده این است که کاهش هدفمند و محدود تحریم‌ها تاثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته است، همانطور که روحانی قول داده بود که این پول صرف اهداف دیگر نشود.»7 حال آیا تحقیری بالاتر از این سراغ دارید؟ یعنی رییس‌جمهور کشور ما برای صرف پول خودمان در داخل کشور، باید با آمریکایی‌ها هماهنگ کند؟!

قصد ذکر تمامی بی‌ادبی‌های مقامات آمریکایی علیه ایران را ندارم که هم باعث طولانی‌شدن مقاله می‌شود و هم دل و جان انسان را جریحه‌دار و آزرده می‌کند. آنچه که ما را به پرداختن دردمندانه به این مطالب، وامی‌دارد این است که ملت شریف و بزرگ ایران، با شعار «هیهات‌ منا الذلة»8 دربرابر تمامی مشکلات -مثل جنگ هشت‌ساله- ایستادگی کرد، اما حاضر نشد ذره‌ای از عزت و آبروی خود را برباد دهد اما الان کار به جایی رسیده است که هر روز باید سخنان تحقیرکننده و تهدیدآمیز بشنویم و برایمان تعیین تکلیف‌کنند که مال و اموال خودمان را در مسیر دلخواه آنان خرج کنیم!

یادمان باشد که «اسلام، دین مهر و دوستى و صفا و قرآن شریف، كتاب محبّت و همزیستىِ مسالمت‏‌آمیز است و دریافت‌کننده‌ قرآن نیز رحمت و مِهرى براى همه‌ی جهانیان است؛ اما با كسانى كه بجاى رفتار و دوستى متقابل و حق‏‌شناسى و قدردانى، هماره از درِ ستیز درمى‏‌آیند و در آشكار و نهان، مهر و محبّت را با كینه و عداوت و ستم و تجاوز پاسخ می‌دهند، چگونه باید برخورد كرد؟»9

------------------------------------------

پی‌نوشت:

۱- «لَن تَرضىٰ عَنكَ الیَهودُ وَلَا النصارىٰ حَتّىٰ تَتّبِعَ مِلتَهم.»(بقره/۱۲۰)

۲- http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=24128

۳- روحانی: اوباما مودب و باهوش است!

۴- ۷بار تهدید نظامی در ۵ ماه

۵- جدیدترین تهدید اوباما

۶- وندی شرمن: فریب و نیرنگ بخشی از DNA ایرانیان است

۷- واکنش مقام آمریکایی به توزیع سبد کالا در ایران

۸- امام‌حسین (علیه‌السلام) در روز عاشورا: ««أَلا إِنَّ الدَّعِی بْنَ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ بینَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذّلةِ وَ هَیْهاتَ منا الذلة: آگاه باشید که فرومایه، فرزند فرومایه، مرا در بین دو راهی  شمشیر و ذلّت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلّت برویم»، (فرهنگ سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، محمد دشتی(رحمه‌الله)، ص ۲۹۷)

۹- مرحوم علامه طبرسی(رحمه‌الله)، تفسیر مجمع‌البیان، ذیل آیه‌ی ۱۱۸ آل‌عمران





برچسب ها: مودب، اوباما، شرمن، بی ادبی، آمریکا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 17 اسفند 1392 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 64  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...