"...بصیرت یعنی اینکه خط درگیری با دشمن را تشخیص بدهی...امام خامنه ای "

 

عقل بشری از تدوین قانون جامع و کامل برای رسیدن انسان به کمال واقعی ناتوان است؛ بنابراین زندگی اجتماعی انسان ونیز کمال فردی و معنوی او نیازمند قانونی است که مصون از خطا و نقصان باشد.از طرفی به دلیل ویژگیها و نارسائی ها ی زبان و یا خطای در فهم و یا علل دیگر، امکان ابهام و اختلاف در قوانین وجود دارد؛ بنابراین همیشه قوانین نیازمند تبیین و تفسیر اند، از این رو قرآن کریم یکی از وظایف پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) را تبیین وتفسیر وحی معرفی می کند:«و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم».1و چون احکام و قوانین اجتماعی اسلام همانند احکام عبادی ابدی و جاودانه اند و غرض خداوند از انزال این دستورات جامع و کامل، تحقق عملی این قوانین و اجرای احکام دینی در زندگی فردی و اجتماعی است تشکیل حکومت دینی امری ضروری است زیرا اجرای بسیاری از این احکام فقط با وجود یک تشکیلات منسجم امکان پذیر است. پس از پیامبر نیز بیان و کلام امامان معصوم علیهم السلام در تفسیر وحی الهی معتبر و حجت است؛ زیرا ایشان نیز مطابق تصریح نصوص معتبر دینی جانشینان پیامبر بوده و از علم لدُنی بهره مند و به علم مکنون الهی متصل هستند.

در عصر غیبت ولی عصر (عج) نیز که مسلمانان و جامعه اسلامی از ادراک برکات خاص ظهور ایشان محرومند، جاودانگی اسلام اقتضا دارد که دو شأن تعلیم دین و اجرای احکام اسلام ـ که از شؤون امامتند ـ تداوم یابد که این دو وظیفه، بر عهده نائبان ولی عصر (عج) می باشد که فقیهان عادل و اسلام شناس، از سویی با سعی بلیغ و اجتهاد مستمر، احکام کلی شریعت را نسبت به همه موضوعات و از جمله مسائل جدید و بی سابقه تبیین می نمایند و از سویی دیگر، با اجرای همان احکام استنباط شده، ولایت اجتماعی و اداره جامعه مسلمین را تداوم می بخشند.2

اکنون با توجه به وجود احکام اجتماعی فراوان در اسلام و لزوم اجرای آنها و اینکه لازمه قطعی اجرای آنها، داشتن تشکیلات حکومتی و قدرت سیاسی و نظامی است. آیا در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج)، خداوند متعال از این احکامی که برای کمال و سعادت انسانها قرار داده صرف نظر کرده و تنها به احکام فردی اسلام اکتفا می کند؟ و به عبارت دیگر در زمانی که ما به پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) دسترسی نداریم، بخشی از احکام خداوندی یعنی احکام اجتماعی تعطیل می شود و تنها به احکام فردی مانند نماز و روزه و طهارت و نجاست اکتفا می شود، لازمه چنین فرضی نقض غرض پروردگار متعال و خلاف حکمت اوست چرا که غرض خداوند در تشریع احکام به کمال رسیدن انسان است، و آن چه که سعادت انسان را تأمین می کند و او را به کمالی در خور و متناسب با ظرفیت وجودی او می رساند، مجموعه احکام اعم از فردی و اجتماعی است، نه فقط بخشی از آن. و اصولاً اگر احکام اجتماعی هیچ نقشی در سعادت و کمال انسان نداشت، از ابتدا وضع نمی شد. بنابراین تأثیر این احکام در کمال و سعادت انسان قطعی و تعطیل آنها مخل به کمال و سعادت انسان و خلاف حکمت الهی است.

اما ادله نقلی این مسأله عبارت است از روایاتی که دلالت بر ارجاع مردم به فقهاء برای رفع نیازهای حکومتی خصوصاً مسائل قضائی و اختلافات حقوقی دارد و یا فقهاء را به عنوان امناء یا خلفاء و وارثان پیامبران و کسانی که مجاری امور به دست ایشان است معرفی می کند که از میان این روایات ما به سه روایت اشاره می کنیم:

1-روایتی که در بین فقیهان به توقیع شریف مشهور است و مرحوم شیخ صدوق در کتاب «اکمال الدین» آن را آورده که حضرت مهدی(عج) در این روایت می فرماید:( اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم)3

امام زمان(عج) در پاسخ به سؤال اسحاق بن یعقوب که در نامه ای پرسید در حوادثی که در زمان غیبت واقع می شود وظیفه ما چیست؟) فرمودند: «در وقایع و رخدادهایی که برای شما پیش می آید (و کار بر شما مشکل می شود) به کسانی که روایات ما را برای شما روایت می کنند (فقیهان و مجتهدان آگاه) مراجعه کنید زیرا آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم.» منظور از حوادثی که مردم باید در آنها به عالمان دینی مراجعه کنند، بیان احکام و مسائل جزئی نیست؛ بلکه امور اجتماعی و رهبری جامعۀ مسلمین است زیرا امام(ع) مردم را در اصل حوادث به عالمان دینی ارجاع داده است نه در حکم حوادث.

2-روایتی دیگر به مقبوله عمر بن حنظله مشهور است که چون درنزد عالمان وحدیث شناسان بزرگ پذیرفته شده به «مقبوله» شهرت یافته است. (من کان منکم قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا وعرف احکامنا...)  یعنی : هر کس از شما که راوی حدیث ما باشد و در حلال و حرام بنگرد و.... همانا من او را حاکم بر شما قرار دادم ....)4

عبارت« نظر فی حلالنا و حرامنا وعرف احکامنا» می رساند که تنها کسانی صلاحیت مرجعیت و حاکمیت را دارند که قدرت استنباط احکام دینی را داشته باشند. یعنی در زمان غیبت بر همه مردم واجب است که از فقهائی که حلال و حرام خداوند را اجتهاد می کنند اطاعت نمایند.

3-پیامبر گرامی اسلام فرمودند:« اللهم ارحم خلفائی، قیل یا رسول الله ومن خلفائک؟ قال: الذین یأتون من بعدی و یرون حدیثی و سنتی»؛5 خدایا جانشینان مرا مورد رحمت خویش قرار ده. از آن حضرت پرسیدند جانشینان شما چه کسانی هستند؟ آن حضرت فرمودند: آنان که پس از من می آیند و حدیث و سنت مرا روایت می کنند.

در کلمات پیامبر و ائمه راویان حدیث معنای عمیق تر و عام تری نسبت به  ناقلان حدیث دارد، و راوی کسی است که قدرت تعلیم و تفسیر و استنباط داشته باشد.

ازمجموع دلایل عقلی و نقلی مذکور به خوبی روشن می شود که وجود ولایت فقیه برای تداوم حاکمیت الهی و ایجاد یک نظام اسلامی و مبتنی براحکام و ارزشهای الهی، امری ضروری و بدیهی است.


1- نحل، 44
2-ولایت فقیه،جوادی آملی،ص237
3-وسائل الشیعه،ج2، باب11، ح9 -اکمال الدین و اتمام النعمة ج2،باب45،ح4
4-اصول کافی، ج1، باب اختلاف حدیث،ح1
5-من لایحضره الفقیه ج4، ح5919




طبقه بندی: مقالات درباره ولایت فقیه، 
برچسب ها: ضرورت ولایت فقیه، دلیل عقلی و نقلی، عصرغیبت، لزوم اجرای احکام، تعطیل احکام، نقض غرض خداوند حکیم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 1 خرداد 1391 | توسط : احمد منزه | نظرات()
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو