"...بصیرت یعنی اینکه خط درگیری با دشمن را تشخیص بدهی...امام خامنه ای "

         

ولایت مراتبى دارد و بسیارى از مراتب آن هیچ ارتباطى با عصمت ندارد؛ مثل ولایت پدر بر فرزند، شوهر بر زن، قیّم بر صغیر و... .

قرآن مجید مواردى از ولایت را ذكر مى‏كند كه لزوماً مشروط به عصمت نیست؛ مثلاً مى‏فرماید: (وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ)؛1 «برخى از مؤمنان بر دیگرى ولایت دارند» یا (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِى سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ)؛2 «همانا كسانى كه ایمان آورده و هجرت كردند و با مال و جانشان در راه خدا جهاد نمودند و كسانى كه آنان را پناه داده و یارى كردند، برخى بر بعضى دیگر ولایت دارند».

از سوى دیگر یكى از اقسام ولایت «زعامت و رهبرى سیاسى» است. اکنون این سؤال پدید می آید که: (آیا این مرتبه از ولایت، عصمت مى‏خواهد؟)

البته در جواب باید اشاره کرد که در عصر حضور معصوم علیه السلام، احدی حق حكم‏ رانى و  ولایت بر دیگران را ندارد مگر آنکه از ناحیه ایشان منصوب شده باشد . حال اگر شخص معصوم به دلایلی در غیبت به سر مى‏برند، چه باید كرد؟ آیا امت اسلامى باید بدون رهبر باشد؟ یا باید به رهبرى و ولایت طاغوت تن دهد؟ و یا باید بهترین كسى كه از نظر علم، زهد، تقوا و مدیریت سیاسى، كمترین فاصله را با معصوم دارد، به رهبرى برگزینند؟

در واقع با وجود معصوم، باید خود او رهبرى كند ولی در عصر غیبت به نیابت از امام زمان(عج)، ولى فقیه رهبرى و زمام امور جامعه را به دست می گیرد تا امت گرفتار هرج و مرج و آنارشیسم و یا ناچار به پیروى از طاغوت نشود. این مسأله هم از نظر عقلى پذیرفته شده و مورد تأیید است و هم نصوص دینى بر آن صحّه مى‏گذارد.

عقل حکم می کند که در هر امر تخصصی به متخصص و خبره آن مراجعه شود؛ و هرچند احتمال اشتباه و خطا در مورد او نیز وجود داشته باشد  ولی عقل وعقلاء به دلیل تخصص آن شخص، این احتمال را ضعیف و ناچیز دانسته و به آن توجهی نمی کنند.

در مساله رهبری و اداره امور حکومت اسلامی نیز از آنجا که مساله دارای اهمیت و حساسیت ویژه ای است تنها به تخصص ایشان در امور دینی ( فقاهت ) اکتفا نشده و برای کاهش دادن احتمال اشتباه و خطا علاوه بر لزوم آشنایی کامل قوانین اسلامی و داشتن تجارب و صلاحیت های مختلف مدیریتی، ویژگی عدالت و تقوا نیز در نظر گرفته شده است که بدون شک چنین شخصی احتمال خطا و اشتباه او از سایرین به مراتب کمتر خواهد بود .نکته سوم اینکه ؛ در کنار شرایط و ویژگیهای رهبری استفاده از نظریات مشاوران و کارشناسان خبره در امور مختلف سیاسی ، اقتصادی به خصوص  نظارت مجلس خبرگان رهبری برعملکرد رهبر , احتمال خطا و اشتباه در تصمیمات ایشان بسیار کاهش پیدا خواهد کرد.

ناگفته نماند خطا دو گونه است:

یكم. خطاهاى فاحش و روشنى كه حداقل براى عموم كارشناسان مسائل دینى، سیاسى و اجتماعى، بطلان آن روشن است. كسى كه مرتكب چنین خطاهایى بشود، شایستگی رهبری را نداشته و بر دیگران ولایتی ندارد.

دوّم. خطاهاى پیچیده و كارشناختى كه در میان كارشناسان نیز چندان روشن نیست و معمولاً مورد اختلاف آرا و نظرات است. در این صورت نمى‏توان با قاطعیت حكم كرد كه نظر كدام یك صحیح است؛ زیرا هر كس بر اساس مبانى پذیرفته شده خود، حكم مى‏راند. این گونه موارد در مسائل اجتماعى و سیاسى زیاد به چشم مى‏خورد و ولى فقیه هم یكى از آراى متفاوت را بر مى‏گزیند. از طرف دیگر در چنین مواردى، چاره‏اى جز این نیست كه یك رأى ملاك عمل قرار گیرد؛ زیرا كنش اجتماعى و سیاسى نیازمند وحدت رویه است و در غیر این صورت جامعه دچار هرج و مرج مى‏شود. ضمن آنكه از نظر فكرى، راه تحلیل و نقد و بررسى سالم براى همگان باز است؛ اما نظم و انضباط اجتماعى مستلزم وحدت رویه و عمل است؛ همچنان كه در تمام نظام‏هاى سیاسى این گونه عمل مى‏شود و از آن گریزى نیست.

بنابراین در فرض فقدان معصوم یا غیبت او، هیچ راهى براى به صفر رساندن خطا وجود ندارد. از طرفى نمى‏توان به آنارشیسم و هرج و مرج تن داد و لاجرم باید یك رأى مورد تبعیت قرار گیرد.

گفتنى است امامان(ع) مرجعیت كامل دینى را در تمام ابعاد دارند و حجت واقعى خداوند مى‏باشند. لازمه چنین چیزى مسلماً عصمت است؛ در حالى كه مجتهد و ولى‏فقیه حجت ظاهرى است و لازمه آن عصمت نیست، بلكه عدالت و فقاهت است كه نزدیكترین مرتبه ممكن به عصمت مى‏باشد.

بنابراین هر چند در انسان غیرمعصوم احتمال خطا و لغزش همواره وجود دارد، ولی به هیچ وجه عدم عصمت مساوی و ملازم با وقوع لغزش و اشتباه نیست؛ از دیدگاه آموزه های اسلامی «عصمت به معنای:« پاك بودن و از دستبرد وسوسه های شیطانی در امان بودن و گناه كبیره و صغیره مرتكب نشدن» منحصر به چهارده معصوم نمی باشد و برای هر كسی كه در این مسیر گام بردارد و تلاش كند، این راه در این حد و مفهوم باز است؛ چنان كه مقام ولایت انحصاری نبوده، قابل وصول برای همگان است؛ البته همگانی كه اهلیت داشته باشند و مدارج كمال را طی كرده باشند» 3 و از سوی دیگرهمان طور که بیان شد همین احتمال وقوع خطا و اشتباه را می توان با در نظر گرفتن مكانیزمهایی نظیر تأكید بر واجدیت صفات علم ، تجربه و كاردانی و تدبیر، ایمان ، تقوا ، عدالت و شجاعت ، پرهیز از خود رایی ، لزوم مشورت با متخصصان و كارشناسان ،نظارت خبرگان و نظارت های متعدد دیگر، كاهش داده و حتی متمایل به صفر كرد كه همۀ این مكانیزم ها در نظام اسلامی  برای ولی فقیه در نظر گرفته شده و شدیداً بر وجود آن تأكید می شود.

1-سورۀ توبه، آیۀ 71

2-سورۀ انفال، آیۀ 72

3-علامه سیدمحمد حسین طباطبایی، ولایت نامه، ترجمۀ دکتر حسین همتی، ص 57-48





طبقه بندی: مقالات درباره ولایت فقیه، 
برچسب ها: ولایت خیر معصوم، احتمال خطا، حکم عقل، عصر غیبت، نظم اجتماع یا هرج ومرج،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 8 خرداد 1391 | توسط : احمد منزه | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic