تبلیغات
ولایت فقیه و حکومت اسلامی - مطالب احمد منزه
"...بصیرت یعنی اینکه خط درگیری با دشمن را تشخیص بدهی...امام خامنه ای "

مطابق صریح قرآن فرمانروایی اختصاص به خداوند یکتا دارد و احدی به غیر از خدا شایستگی حاکمیت ندارد. این حاكمیّت بلامنازع خداى یگانه، بر تمام موجودات درآیاتی نظیر "الَم تَعلَم انَّ اللَّهَ لَهُ مُلكُ السَّموتِ والارضِ وما لَكُم مِن دونِ اللَّهِ مِن ولِىّ ولا نَصیر" (آیا نمى‏دانستى كه حكومت آسمانها و زمین، از آن خداست؟ و جز خدا، ولى و یاورى براى شما نیست.)  و آیاتی مثل " انِ الحُكمُ الّا لِلَّهِ..."  و " اللَّهِ مَولهُمُ الحَقّ الا لَهُ الحُكمُ"  و...، به صورت صریح بیان شده است.
از آنجا که خدای متعال مالک همه‌ی مخلوقات است و تمام مخلوقات مملوک اویند، پس مقام سلطنت هم اختصاص به خدای متعال دارد زیرا هرکسی که امری را ایجاد می کند آن امر ملک خواهد بود. پس همانگونه که هر مخترعی مالک اختراع خویش است، خداوند نیز مالک انسان‌هاست چون ایشان را آفریده و از کتم عدم خارج نموده و هستی عطا نموده است- با این که خداوند ایجاد من لاشیء را به احدی عطا نکرده و خالقیت اختصاص به خدای بی‌همتا دارد و فقط قدرت صنع و ترکیب را به دیگران عنایت کرده است- و چون تنها خداوند است که مولا و مالک همه چیز است، بنابراین انسان  با تمام ابعاد و دارائی‌هایش مال خداست حتی چشم، گوش، فکر و...، از همین جهت مالکِ هستی آفرین، تفکر نسبت به هر چیزی را اجازه نداده است؛ مثلا از تفکر در ذات خدا نهی شده است. بنابراین تمامی افعال، حرکات، سکنات و تصرف در تمامی مایملک شما نیز باید به اذن شارع خدا باشد زیرا فقط اوست که مالک حقیقی است لذا انسان را خلق می‌کند و آنجا که اراده می‌کند به کیفر گناهش او را مسخ کرده و تبدیل به میمون می‌کند" کونوا قردة خاسئین"
البته خداوند دوگونه امر دارد: یکی امر تكوینى است كه چنانچه خدا به چیزی امر كند كه موجود شود به مجرد اراده تحقق خواهد یافت و کسی را یارای مخالفت نیست "إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ"  ؛ دیگری امر تشریعی است که امر به انجام كارى یا نهى از آن است ولی اطاعت از آن را برای امتحان در اختیار مکلف گذاشته است و چون وابسته به اختیار مكلف است قابل اطاعت و مخالفت خواهد بود.
از طرفی مقام مالکیت یعنی مقام آمریّت و مقام مملوکیت یعنی مقام طاعت و در مقام مملوکیت میان  بندگان هیچ تفاوتی وجود ندارد و در این مقام احدی بر دیگری رحجان و برتری ندارد زیرا همه‌ی نفوس در مقام بندگی با هم مساویند و کسی نمی‌تواند بر دیگری برتری پیدا کند مگر اینکه از ناحیه‌ی مولای حکیم که مالک همه چیز است، چنین مقامی (مقام آمریّت) به او عطا شده باشد.
بنابراین رسالت پیامبر (ص) نیز، پرتوى از انحصار فرمانروایى خدا بر عالم هستى است یعنی خدای تعالی مقام آمریت و مقام ولایت و اولویت را به رسول گرامی اسلام عطا فرموده است و اگر جز این بود در مقام طاعت و بندگی هیچ تفاوتی میان پیامبر(ص) و سایرین نبود و بر کسی برتری نمی‌یافت؛ به همین خاطر به پیامبرش فرمان می‌دهد که: " بگو: من فقط بشرى هستم مثل شما (امتیازم این است كه) به من وحى مى‏شود"  و یا در سوره‌ی ابراهیم می‌فرماید: " پیامبرانشان به آنها گفتند: درست است كه ما بشرى همانند شما هستیم، ولى خداوند بر هر كس از بندگانش بخواهد (و شایسته بداند)، نعمت مى‏بخشد (و مقام رسالت عطا مى‏كند)! و ما هرگز نمى‏توانیم معجزه‏اى جز بفرمان خدا بیاوریم‏"
تا اینجا اثبات کردیم که اگر مولای حکیم کسی را به مقام نبوت و رسالت مبعوث نمود و فرمود فقط یک پیغام رسان باش دیگر چنین شخصی مقام اولویت و ولایت ندارد ولی چنانچه یک نفر را اولویت داد و بر همگان ولایت بخشید و مثلا فرمود: " النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏"  یعنی (پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است‏) آنگاه بر همگان ولایت دارد و اطاعت از او اطاعت از خداست.
از طرفی مطابق نص صریح قرآن، حق ولایت و سرپرستی دیگران به پیامبر اختصاص ندارد بلکه خدای متعال این حق حاکمیت را بر اساس حکمت به برخی از برگزیدگان خویش عطا فرموده است همانطور که در سوره‌ی مائده می‌فرماید: " إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ"  یعنی (سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها كه ایمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند.)
بنابراین چون حق حاکمیت و ولایت اختصاص به خدا دارد، برای مشروعیت یک حکومت راهی جز نصب مولای حکیم وجود ندارد. چگونه ممکن است کسانی چنین حقی و این چنین مقام باعظمتی را( مقام آمریّت، حق حاکمیت و ولایت) که اختصاص به خدای متعال دارد، از طریق تشکیل شورا و سقیفه و برگزاری انتخابات به دیگران اعطاء نمایند؟! چگونه ممکن است کسی که خود فاقد حقی است آن حق را به دیگران ببخشد؟! چرا که فاقد شیء نمی‌تواند معطی آن باشد.
اکنون سؤال اساسی اینجاست که چگونه ممکن است بسیاری از پیامبران با وجود مقام عصمت، شایستگی ولایت بر دیگران را نداشته باشند اما یک انسانِ غیر معصوم بر دیگران ولایت داشته باشد؟!
آیا اطاعت از ولایت فقیه اطاعت از طاغوت نیست؟ حق ولایت او از کجا آمده است؟ معیار انتخاب رهبر در عصر غیبت چیست؟
در پاسخ باید گفت که مسأله رهبرى همواره از مهمترین مسائل سیاسى، فرهنگى و تربیتى بشر در طول تاریخ بوده و زندگى اجتماعى بشر وجود آن را ضرورى ساخته است و امام علی علیه‌السلام درسخن مشهور خویش این ضرورت را چنین گوشزد می‌فرماید:«لابد للناس من امیر برّ او فاجر...»(مردم ناگزیر نیازمند به امیر وحاکم اند؛چه نیکوکار وچه زشتکار...)  ولی به اعتقاد شیعه اگر چه شخص معینى در زمان غیبت حضرت ولى عصر (عج) براى تصدّى حكومت تعیین نشده است ولى از سوى امامان معصوم علیهم‌السلام، معیارهایى براى این امر بیان شده كه از طرفی این روایات برضرورت تشکیل حکومت اسلامی در هر زمان- اعم ازعصرحضورمعصوم علیه السلام و یا عصرغیبت- تأکید دارد؛ وازطرفی دیگر نشان می‌دهد که مردم موظفند دارنده آن ملاكها و معیارها را به عنوان پیشوا و زمامدار خود برگزینند.
ازامیرالمؤمنین علی(ع) نقل شده است:«الواجبُ فی حکمِ الله وحکمِ الاسلام علی المسلمین بعد ما یموت امامُهم او یُقتل...ان لایعمَلوا عملا ولایحدثوا حدثا ولایقوموا یدا ولا رجلا ولایبدؤوا بشیء قبل ان یختاروا لأنفسهم اماما عفیفا عالما ورعا عارفا بالقضاء والسنه یجمع امرهم ویأخذ للمظلوم من الظالم حقه ویحفظ اطرافهم ویُجبی فیئهم ویُقیم حجتهم وجمعتهم و...»
(یکی از واجبات بزرگ دراحکام الهی واسلامی برمسلمانان این است که چون پیشوایشان درگذرد ویاکشته شود،پیش از هرکار، امامی پاکدامن،عالم،پارسا وآگاه به احکام قضایی وسنت پیامبر برگزینند تا جامعه را اداره کند وحق ستمدیده را از ستمگر بازستاند؛مرزهای مسلمین را پاسداری کند،فیء را گردآوری نماید؛حج ونماز جمعه را برپادارد و...»
همچنین روایاتی که به صورت خاص،در مورد شرایط و ویژگیهای حاکم اسلامی در زمان غیبت صادر شده نیز بر ضرورت وجود حکومت اسلامی تأکید دارد؛ از این رو در توقیع شریف امام عصر(عج) آمده است:«اما الحوادث الواقعة، فارجعوا الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجة الله علیهم» (درپیشامدهای اجتماعی به راویان حدیث ما رجوع کنید؛زیرا آنان حجت من برشما هستند ومن حجت خدا بر آنان هستم».
آنچه مسلم است "منظور از حوادثی که به وجود می آید ومردم باید درآن حوادث به عالمان دین مراجعه کنند، بیان احکام ومسائل شرعی وجزئی نیست بلکه امور اجتماعی ورهبری جامعه مسلمین است؛ زیرا امام(ع) مردم را دراصل حوادث به عالمان دینی ارجاع داده است، نه در حکم حوادث؛ یعنی چنانچه امام عصر(عج) می‌فرمود در احکام حوادث به راویان حدیث مراجعه کنید، احتمال می رفت که آنان دربیان حلال وحرام مسائل جزئی وشرعی، حجت و نماینده امام زمان(عج) باشند نه در امورسیاسی واجتماعی؛ ولی امام(ع) مردم را در خود حوادث به عالمان دینی ارجاع داده است."
بنابراین: به اعتقاد شیعه، اساس در انتخاب رهبر، نص و نصب است. رهبران معصوم علیهم السلام از طرف خداوند نصب و تعیین مى‏شوند و جانشینان آنان در دوران غیبت نیز از طرف امامان علیهم السلام نصب و تعیین مى‏شوند که این نصب یا به طریق خاص است كه نواب خاص نامیده مى‏شوند و یا به طریق عام است كه به آنان، نواب عام گفته مى‏شود. " مطابق این نظریه در عصر غیبت، فقهای واجد شرایط به صورت نصب عام از سوی امام معصوم علیه‌السلام به ولایت و حکومت منصوب شده‌اند؛ بنابراین مشروعیتِ حاکمیّت فقها تنها از ناحیه‌ی شارع مقدس است و مردم نقشی در مشروعیت آن ندارند. مردم فقط در تحقّق خارجی و اِعمال ولایت و کارآمدی حاکمیّت نقش‌آفرینی می‌کنند.
از این رو درقانون اساسى جمهورى اسلامى ایران شیوه‌ی احراز مقام رهبرى را در اصول پنجم و 107 با الهام از رهنمودهاى ائمه معصومین علیهم السلام بیان كرده است. در اصل پنجم چنین آمده است:
 «در زمان غیبت حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه در جمهورى اسلامى ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است.»
البته خدای متعال در قرآن کریم بر پیروزی ولایت‌مداران و فلاح و رستگاری آنان وعده داده است به شرط اینکه در عهد و میثاق خود با ولایت، ثابت و صادق باشند: "وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُون‏"  (و كسانى كه ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند (زیرا) حزب و جمعیّت خدا پیروز است.)
روشن است که « تعبیر به"حزب اللَّه" و"غلبه آن" مربوط به حكومت اسلامى است، نه یك دوستى ساده و عادى و این خود مى‏رساند كه ولایت در آیه به معنى سرپرستى و حكومت و زمامدارى اسلام و مسلمین است، زیرا در معنى حزب یك نوع تشكل و هم بستگى و اجتماع براى تامین اهداف مشترك افتاده است.»   پس «حزب اللّه براى حاكمیّت و غلبه‌ی خود باید تشكیلات، مدیریّت، قدرت، وحدت، جرأت و... داشته باشند» که همه‌ی این امور با ولایت‌مداری تحقق می‌یابد.  ان‌شاء‌الله





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 4 شهریور 1392 | توسط : احمد منزه | نظرات()

                                    

در لابه‌لای تاریخ به راحتی می‌توان فهمید که مهترین عوامل شکست انقلاب‌ها و حکومتهای مستقل در دو امر خلاصه می‌شود: « از یک‌ طرف بى‌توجهى نسبت به فرهنگ خودى‏ و خودباختگی فرهنگی که ناشی از خود کم‌بینی و احساس حقارت است و به تدریج از پویایی و جذّابیّت فرهنگ‌ِخودی می‌کاهد و زمینه‌ی انحطاط فرهنگی را فراهم می‌آورد و از سویی دیگر، القاء روحیه‌ی رفاه طلبی، تجمل‌گرایی و دنیا طلبی در میان توده‌ی مردم به ویژه در میان مسئولین بستر تضعیف و نابودی اصول فرهنگی و اعتقادی ملتها را پی‌ریزی می‌کند. آرزوى چیرگى فرهنگى بر كشورها از دیرباز در اندیشه باخترنشینان مستكبر وجود داشته است. آنها براحتى توانستند از طریق بدحجابى و بى حجابى و وسایل عیش و نوش و دیگر عوامل نفسانى، جوانان رزمنده و سلحشور را به كاباره‏ها كشانده، كم كم ملّت مسلمان اندلس را از روحیه جهادى و دنیا گریزى تخلیه كنند و در گام بعدى به راحتى، جلوى گسترش و نفوذ اسلام را در آن منطقه بگیرند.1

عقب‏نشینى اندوه‌بار اسلام از شمال به جنوب و فروپاشى دولت اسلامى در اندلس و در پى آن، سپرى شدن دوران سیادت مسلمانان حقایق ناگوارى است كه كارایى یورش فرهنگى و ضرورت هشیارى روزافزون جوامع اسلامى را گوشزد مى‏كند. توصیه‏هاى مكرر امام امت در مورد خویشتن‏دارى و مبارزه با هواهاى نفسانى، گویاى اهمیت این مسأله و حجم وسیع توطئه‏هاى دشمنان مى‏باشد.2

امروزه نیز دشمنان انقلاب اسلامی بیکار ننشسته و مترصد فرصتی هستند که به بنیان مستحکم نظام ضربه بزنند، از همین رو رهبر انقلاب اسلامی ایران خطاب به همه‌ی پاسداران نظام اسلامی در هر لباسی که باشند، فرمودند: « اول اینكه باید این انقلاب را درست بشناسید. یكى از كارهاى مهم شما جوانان عزیز این است كه مبانى نظرى انقلاب را عمیقاً بشناسید. ما كسانى را دیدیم كه با احساسات وارد این میدان شدند، بدون تكیه‌گاه نظرىِ مستحكم؛ با یك تندباد سرنگون شدند، راهشان عوض شد. آن كسانى میتوانند در این حركت و در این مسیر محكم بایستند كه شناخت عمیقى از مبانى نظرى انقلاب داشته باشند. فرمود: «المؤمن كالجبل الرّاسخ لا تحرّكه العواصف»؛ هیچ تندباد و طوفانى نمیتواند راه اینها را عوض كند، كه چند خصوصیت داشته باشند؛ از جمله‌ى این خصوصیات و مهمترین آنها، اعتقاد درست و آشنائى درست با مبانى نظرى این انقلاب است. این یكى از كارهائى است كه لازم است شما بدانید.»3

از همه مهمتر اینکه از عوامل مهم سلطه پذیرى ممالك اسلامى، عدم درك و شناخت صحیح مسلمانان از فرامین دینى و احكام شریعت است. بنابراین اگرهمه‏‌ی ملّتهاى مسلمان به عمق دین آگاه شوند سلطه سیاسى و اقتصادى بیگانگان بر مسلمان برای همیشه برداشته خواهد شد که بی شک از مهمترین عوامل عزت و اقتدار ملی، حماسه‌ی سیاسی است که با حضور پرشور مردم در انتخابات محقق خواهد شد  همانگونه که رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی ایران فرمودند: «و من به شما بگویم عزیزان من! این گامى كه ملت ایران در چند روز دیگر در پیش دارد - یعنى گام انتخابات - یكى از همان گامها است كه ان‌شاءاللّه بشارت‌ده گامهاى بعدى است. ما نمیدانیم چه كسى رئیس جمهور خواهد شد، نمیدانیم خداى متعال دلها را به كجا متوجه خواهد كرد؛ اما میدانیم كه حضور مردم در پاى صندوقهاى رأى - كه اعلام حضور قدرتمندانه‌ى این ملت در عرصه‌ى حركت و تاخت به سوى آرمانها است - بلاشك به دنبال خود، موفقیتهاى دیگرى را دارد؛ به كشور مصونیت میبخشد، عزت میبخشد، آبروى بین‌المللى میبخشد، دوستان شما را خوشحال میكند، دشمنان شما را ناكام و بدحال میكند.»4

--------------------------------------------
1- برگرفته شده از «تهاجم فرهنگی» ص31 تا ص89
2- دشمن شناسى از دیدگاه امام خمینى(ره)، ص: 95
3- بیانات در دانشگاه امام حسین علیه‌السلام   http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22708
4- همان




طبقه بندی: مسائل مهم روز،  مناسبتها، 
برچسب ها: خودباختگی فرهنگی، القاء روحیه رفاه طلبی، بابودکردن اصول اعتقادی یک ملت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 6 خرداد 1392 | توسط : احمد منزه | نظرات()
انتخابت با بصیرت
بی شک «مسئله‌ى انتخابات در طول این سى و چهار سال براى كشور یك مسئله‌ى تعیین كننده و تجدید حیات دهنده بوده است»چرا که «اتكاء جمهورى اسلامى و اقتدار جمهورى اسلامى به دلهاى مردم، عواطف و احساسات مردم است، به خرد و اندیشه و بصیرت مردم است».1 البته در طول سه دهه ی انقلاب، ملت غرورآفرین ایران اسلامی، هزاران بار بصیرت دینی خود را به حماسه ای تاریخی تبدیل کرده و باذن الله باری دیگر با سربلندی تمام، حماسه‌ای سیاسی-اقتصادی خواهند آفرید زیرا ملت هوشیار ما به خوبی می دانند که « امنیت كشور، مصونیت كشور، پیشرفت كشور، با حضور همگانى و حداكثرى مردم افزایش پیدا خواهد كرد.»2
ولی آنچه که نباید مورد غفلت واقع شود این است که: همان گونه که مقام عظمای ولایت مطرح کردند از یک طرف: «ما اطلاع داریم كه رسانه‌هاى شناخته شده‌ى دشمن از مدتى پیش طراحى، برنامه‌ریزى، برنامه‌سازى میكنند، براى اینكه دل مردم را نسبت به انتخابات سرد كنند» 3و از طرفی دیگر با تلاش های توطئه آمیز می کوشند شورای نگهبان را نا کارآمد و مقصر بدانند؛ شاید سناریوی «انتخابات آزاد» دانسته یا ندانسته برای همین منظور کلید خورده باشد! به تازگی نیز دنباله رو این جریانات فتنه آمیز، بی شرمانه ادعاهای پوچ و بی اساسی برعلیه شورای نگهبان بر زبان آورده و این نهاد مردمی را مورد تاخت و تاز قرار دادند و گفتند که "«شورای نگهبان رفتارهای غیرقانونی را تغییر بدهد»، دیگری گستاخانه‌تر و بدون منطق حقوقی ادعا می‌کند؛ «شورای نگهبان در سال 88 بازی را به آتش کشاند»! 4
به نظر در فضای انتخاباتی و سیاست‌های پیچیده‌ی کنونی که اضطراب در تحلیل سیاست‌مداران خبره، خود بهترین دلیل بر پیچیدگی اوضاع کنونی است؛ برای پیشگیری از تخلفات و درمان امراض سیاسی کشور، پنج اصل اجتناب ناپذیر است که در سه مرحله باید اجرا شود:
الف: مرحله‌ی اول - یعنی پیشگیری از نفوذ سیاستمداران فاسد به بدنه‌ی نظام- مربوط به قبل از انتخابات است که شامل دو اصل است:
1- اصل اول، احراز صلاحیت کاندیداهای واجدین شرایط است نه اظهار نظر پیرامون مصلحت، چرا که امروز مصلحتی بالاتر از ریشه‌کن کردن فساد در بدنه‌ی دولت وجود ندارد و اسلام از دولت‌های متظاهر بیش از دشمنان متعصب ضربه خورده است. البته خوشبختانه ملت ما در این مورد به نظر شورای نگهبان اطمینان دارند.
2- تبیین صحیح معادلات جهانی برای ملت تا مردم به خوبی بتوانند همسو بودن برخی از به اصطلاح اهل حلّ و عقد با دشمنان نظام را تشخیص دهند؛ بالأخره حق مردم است بدانند که «ظلم ستیزی و برائت از مشرکین اساس شریعت و نظام اسلامی است یا رکون به ظالم! آیا آمریکا شیطان بزرگ است یا از نظر ما با روسیه و چین فرقی ندارد! بالأخره ایران با مردم آمریكا و اسرائیل دوست است یا دشمن؟!» 5
آیا اختلاف نظر با سیاست‌های کلی نظام بوی فتنه نمی دهد؟! مگر نه اینکه مقام معظم رهبری فرمودند: «اینى كه گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم! این حرف درستى نیست؛ حرف غیرمنطقى‌اى است.»6
مگر نفرمودند:«مواظب باشید جدول دشمن را پر نکنید»
ب: مرحله‌ی دوم که مرحله‌ی درمان است نیز شامل دو اصل است:
1- اصل اول، اصلاح قوانین موجود حکومتی است به گونه‌ای که دوباره دولتی با هماهنگی مجلس هوس محدود کردن اختیارات رهبری و گسترش اختیارات ریاست جمهوری نکرده و باز هم جام زهری در کار نباشد و یا اینکه به خیالات باطل، هوس عزلت و گوشه نشینی به سر کسی نزند.
2- دومین اصل تصویب قانون جامعی است تا دولت‌مردان- به ویژه رئیس جمهور-، نمایندگان مجلس شورای اسلامی را پس از هر سال و در پایان هر دوره وادار به پاسخگوئی نماید و در صورت تخلف مجازات نماید زیرا هر آنکه بداند بعد از پایان خدمتش، باید پاسخگو بوده و در صورت قصور و یا تخلف، محاکمه می‌گردد کمتر دچار لغزش می شود.
ج: مرحله‌ی سوم مرحله‌ی تغییر در ساختار کلی نظام است؛ چرا که اولا تغییر لازمه‌ی پیشرفت است و ثانیا ساختار نظام باید به گونه‌ای متحول شود که اشخاص با رسیدن به قدرت به انسان‌های خودشیفته و احیانا منحرفی مبدل نشوند. به نظر بنده اریکه‌ی قدرت در نظام ما به اندازه‌ای آزاد و رهاست که به دولت‌مردان و حتی نمایندگان مجلس، به راحتی جرأت و شهامت تخلف و فساد و اختلاس مالی را می‌دهد. نمایندگانی که به حکم قانون خود را مصون از پی‌گرد قضائی دانسته و قانون را نیز خود تصویب می کنند! دولتی‌ها هم که لایحه را آنگونه که خود تشخیص بدهند ارائه می‌کنند و کارها را نیز مطابق میل خود توجیه می کنند همانطور که در این سه دهه بارها شاهد آن بوده ایم.
----------------------------------------------------------
1,2,3: بیانات در دیدار دست‌اندرکاران برگزاری انتخابات- http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22494
4-(روزنامه کیهان، یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - شماره 20487)
5- http://www.tabnak.ir/pages/?cid=14024
6- http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3813




طبقه بندی: مسائل مهم روز، 
برچسب ها: اصول انتخاباتی، اصلاح ساختار نظام، مبارزه‌ی با فساد، دانستن حق مردم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 | توسط : احمد منزه | نظرات()
                                
در طول تاریخ حکومت های فاسد تلاش می کردند که مردم جامعه را به ظاهر بینی عادت دهند تا از قدرت تحلیل و تصمیم گیری آگاهانه، عاجز باشند و این بهترین ابزار عوام فریبی بوده تا سیاست مداران فاسد در پرتو ساده لوحی و جمود فکری مردم، به راحتی بتوانند شخصیت واقعی خویش را با نقاب تقدس بپوشانند و سودهای کلانی به چنگ آورند.
ماجراى تعیین حَكَم (حكمیّت) میان علویان و شامیان از این نمونه است و چون بیش‏ ترِ لشگریان امام على علیه‌ السلام ساده‏ لوح بوده و در اثر جنگ های پی در پی و ظلم ستیزانه  ی امام علی علیه‌ السلام خسته شده بودند، اسیرِ نیرنگ معاویه و عمرو عاص شده و زمینه ی بازگشت امویان به صحنه ی سیاست را فراهم آوردند.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران این روند تغییر کرد و جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد تا با افزودن فضاى آموزشى و فرهنگی کشور، سطح علمی و فرهنگی جامعه رشد کند و مردم انتخابی آگاهانه داشته باشند. از همین رو با از میان برداشتن امتیازات سیاسى و اداره كشور بر اساس آرای عمومی و مشاركت عامه ی مردم در تعیین سرنوشت خویش، زمینه ای فراهم آورد تا مردم با حضوری آگاهانه، شایسته ترین افراد را برگزینند.
اما از آنجا که امروزه عوام فریبی در سطح وسیع رسانه‌ای و  هیاهوی تبلیغاتی غرب صورت می پذیرد و  ایران اسلامی همیشه آماج حمله های ناجوان مردانه‌ی غرب بوده است؛ از مهمترین اموری که همیشه باید مورد توجه باشد این است که اولا:
«همه بدانند که امروز دشمنان نظام جمهوری اسلامی از برکندن این بنیان مستحکم، احساس عجز میکنند؛ سعی‏شان این است که به وسائل گوناگون، به دست خودِ کسانی که تو این انقلاب بودند و هستند، از این محتوا ذره ذره بکنند. جمهوری اسلامی اسمش جمهوری اسلامی باشد، اسمش نظام انقلابی باشد، اما از محتوای اسلام، از محتوای انقلاب در آن خبری نباشد. اسم چه ارزشی دارد؟ محتوا لازم است؛ محتوا مهم است. وظیفه‏ی من، وظیفه‏ی شما این است که از محتوای انقلابی، از اصول با ارزشِ انقلاب دفاع کنیم و نگذاریم این مبانی با ارزش و این ارزشهای والا نادیده گرفته بشود؛ این وظیفه‏ی ماست.» 1
و ثانیا «از ویژگى‏هاى حاكمیت الهى و دین محورى و ایمان مردمى و تكلیف‏گرایى این نتیجه حاصل مى‏شود كه از خصائص بارز مردم‏سالارى دینى آن است كه رهبرى جامعه و مسئولیت‏هاى حكومتى در دست صالحان باید قرار گیرد و مردم مؤمن بر مبناى ملاك‏هاى دینى شایسته‏ ترین انسانها را انتخاب مى‏كنند.» 2     
و ثالثا « خواص و نخبگان جامعه باید از اعتبار و آبروى خویش در اداى تكلیف شرعى و الهى یعنی هدایت جامعه مایه بگذارند؛ زیرا سیاست ‏هاى پیچیده دشمن براى شكست انقلاب اسلامى و كارشكنى ‏هاى عوامل داخلى، باعث مى‏گردد كه شرایط سختى براى تصدى امور اجرایى پیش بیاید و شایسته‏سالارى در نظام اسلامى صورت نگیرد، در نتیجه مسؤولیت‏هاى كلیدى به‏دست انسان های ضعیف و یا عوامل مزدور و خود باختگان و دنیاطلبان قرار گیرد.» 3
در پایان با کمال تأسف باید اقرار نمود که با وجود این همه عوام فریبی رسانه‌های بیگانه و ظلم فاحش در حق ملت شریف ایران، هنوز برخی از سرکرده‌های احزاب و جناح های سیاسی با تمام وجود خویش، به دنیای غرب به ویژه آمریکای جنایت‌کار گرایش داشته و به کنایه یا صراحت بیان می کنند که:«آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟» و یا ضعف و ترس خود را به مردم سرافراز میهنمان چسبانده و می گویند: «به نظر ما صلح طلبی و ارتباط با جامعه‌ی بین المللی، مهمترین محور انتخابات سال 92خواهد بود».4
----------------------------------------------------------------------
1- http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=5744
2- اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى، ص: 101
3- عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى(ره)60
4- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910115000406





طبقه بندی: دیدگاه های ولی فقیه،  مسائل مهم روز، 
برچسب ها: شایسته سالاری، تکلیف دینی، وظیفه ی نخبگان، انتخاب آگاهانه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 | توسط : احمد منزه | نظرات()
شاید تا کنون دقت کرده باشید که سخنان ارزنده و عالمانه ی رهبر معظم انقلاب اسلامی از سرچشمه‌ی زلال معارف قرآنی بر لب‌های مبارک ایشان جاری می گردد. از همین رو تحلیل‌های سیاسی- اجتماعی و اقتصادی و سایر رهنمود‌های ایشان اذهان تشنه و جان‌های شیفته‌ی حقیقت را سیراب کرده و نقاب از چهره‌ی دشمنان اسلام برداشته و سرشت و اهدافشان را برملا می سازد. این مقاله بر آن است تا علاوه بر تحلیل قسمتی از سخنان اخیر معظّم‌له در دیدار کارگران و فعالان بخش تولید به مناسبت هفته کارگر و همچنین بیانات در اجلاس بین‌المللى علما و بیدارى اسلامى‌‌، همسویی سخنان و آراء ایشان با کلام وحی را بررسی کرده تا همگان بیش‌تر از پیش باور کنند که «العلم‏ نور یقذفه الله فى قلب من یشاء» و  به جای نخوت و تکبر جاهلانه در عرصه‌ی سیاست، در مقابل اراده‌ی الهی سر فرود آورند که این خداوند است که درجات برخی از مؤمنان و عالمان را بالا مى‏برد." یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ "
خدای متعال در قرآن کریم یکی از اساسی‌ترین برنامه های اجتماعی و سیاسی و نظامی و عقیدتی را در سوره‌ی مجادله بیان می کند و عموم مسلمانان را مخاطب ساخته و به عنوان یك وظیفه قطعى برای آنان مى‏فرماید: " به كسانى كه ظلم و ستم كرده‏اند، تكیه نكنید و اعتماد و اتكاى كار شما بر اینها نباشد (وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا). 1
ركون به سوى ستمكاران، یك نوع اعتمادى است كه ناشى از میل و رغبت به آنان باشد. (المیزان...) از طرفی دیگر خدای متعال فرمان داده که "لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ" « افراد با ایمان نباید غیر از مؤمنان (یعنى) كافران را دوست و ولى و حامى خود انتخاب كنند» و سپس در پایان آیه، هشدارى به همه مسلمانان داده، مى‏فرماید:"و یُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ" خداوند شما را از (نافرمانى) خود بر حذر مى‏دارد.
از اینجا معلوم مى‏شود تهدید به تحذیر از خودِ خدا در جمله:" وَ یُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ" براى آن است كه دوستى با كفار، از مصادیق طغیان بر خدا به ابطال دین او و افساد شرعیت او است. 2
و «خدا وعده آتش داده به كسى كه ركون كند به شخصى كه ظلمى از او دیده شود، تا چه رسد به اینكه ظلم شیوه و وصف او باشد.»
ممکن است سؤال شود که «در چه امورى نباید به ظالمان تكیه كرد؟ بدیهى است كه در درجه اول نباید در ظلمها و ستمگریهایشان شركت جست و از آنها كمك گرفت، و در درجه بعد اتكاء بر آنها در آنچه مایه ضعف و ناتوانى جامعه اسلامى و از دست دادن استقلال و خودكفایى و تبدیل شدن به یك عضو وابسته و ناتوان مى‏گردد باید از میان برود كه این گونه ركونها جز شكست و ناكامى و ضعف جوامع اسلامى، نتیجه‏اى نخواهد داشت.» 3
رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی ایران نیز که به نور قران ضمیری روشن داشته و پرورش یافته‌ی مکتب امام صادق علیه‌السلام است؛ به وعده‌های الهی ایمان کامل دارد و به جای رکون به ظالم، به مردم با ایمان کشور خود تکیه داده است و با صراحت تمام می فرماید: «باید از تجربه‌‌ها درس بیاموزیم. آنها كه در طول سالیان به وعده‌‌هاى آمریكا دل خوش كرده و ركون به ظالم را مبناى مشى و سیاست خود ساختند، نتوانستند گرهى از كار ملت خود بگشایند، یا ستمى را از خود یا دیگران برطرف كنند.»4 شاید در دنیا به طبقه ی کارگر، به چشم یک طبقه ی ضعیف و یا معمولی نگاه کنند ولی مقام معظم رهبری پیشرفت و آسایش کشور را مرهون کارگران، می دانند و می‌فرمایند: «کارگران ستون فقرات یک جامعه هستند که درصورت نبود و یا ضعف آنها، کشور فلج خواهد شد.»
این در حالی است که برخی از سرکرده‌های احزاب و جناح های سیاسی با تمام وجود خویش، به دنیای غرب به ویژه آمریکای جنایت‌کار گرایش داشته و به کنایه یا صراحت بیان می کنند که: «آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟» و یا ضعف و ترس خود را به مردم سرافراز میهنمان چسبانده و می گویند: «به نظر ما صلح طلبی و ارتباط با جامعه‌ی بین المللی، مهمترین محور انتخابات سال 92خواهد بود».
-------------------------------------------------------------------
1- سوره‌ی مجادله آیه11
2- ترجمه المیزان، ج‏3، ص: 242
3- تفسیر نمونه، ج‏9، ص: 261
‌‌4- بیانات در اجلاس بین‌المللى علما و بیدارى اسلامى‌‌




برچسب ها: آموزه های وحیانی در کلام مقام معظم رهبری، مقام کار و کارگر، رکون به ظالم و هلاکت حقیقی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 | توسط : احمد منزه | نظرات()
در یک زندگی اجتماعی، همیشه تحولات و دگرگونی های سیاسی فراوانی پدید می آید ولی مهم ارزیابی صحیح و روش برخورد منطقی با آن است به گونه ای که موجب پیشرفت جامعه ی انسانی باشد. گرچه از مرام و مسلک مردان الهی به دور است که تلاش های خستگی ناپذیر افراد خدوم به نظام و ملت را نادیده بگیرند اما به نظر می رسد انحطاط برخی از سیاستمداران ارشد نظام، همچنین بی پروایی در رفتار سیاسی به ویژه در عرصه ی بین الملل، هیجان زدگی و اغراق های بی اساس و سلیقه ای در دوستی و دشمنی، تجربه ی بسیار تلخ و البته بسیار مهمی را به وجود آورده است تا هم صاحبان فکر و اندیشه و هم مسئولین ذیربط به فکر باشند که:
اولا فیلتر به این گشادی را قدری تنگ تر نموده و نسبت به انجام وظیفه ی خود یعنی تشخیص یک نیروی انسانی متخصص و صد البته متعهد نهایت جهد و جِد را به کار بندند.
ثانیا چنانچه هنوز هم افرادی هستند که در وهم و خیالِ باطل «قحطی رجال» به سر می برند، اندکی به جوانان برومند این مرز و بوم بنگرند که بارها در میادین مختلف آزموده شده و هرگز از اعتقادات خویش ذرّه ای عقب ننشسته و تا پای جان در راه وفای به عهد و پیمان خویش ایستاده اند.
ثالثا آینده را دریابند که دیروز با همه ی تلخی و شیرینی هایش بالاخره گذشت، البته باید هوشیار باشند که برخی از این قضایا سوء استفاده نکرده و مناصب کلیدی و حساس نظام اسلامی را به خود و فرزندانشان اختصاص ندهند.
خلاصه اینکه به قضایای بد و نامناسب عادت نکنیم و خو نگیریم و کمتر نائب بر حق امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف را بیازاریم.




طبقه بندی: مسائل مهم روز، 
برچسب ها: انحطاط در سیاست، اغراق های بی اساس، قحطی رجال،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | توسط : احمد منزه | نظرات()
جانم فدای رهبرمقام معظم رهبری در دیدار بسیار پرشور هزاران نفر از مردم تبریز، پیرامون قضیه ی اخیر مجلس خطاب به مسئولین فرمودند: «بنده‌ى حقیر هم از دو جهت ناراحت شدم: هم خودم در مقابل این قضایا احساس تأثر میكنم؛ هم به خاطر ناراحتى مردم، انسان احساس تأثر میكند.»1
سخن ایشان از دو جنبه باید مورد بررسی قرار گیرد:
اول اینکه ناراحتی ایشان به خاطر منافع شخصی نبوده بلکه دغدغه ی الهی دارد یعنی از یک طرف، فعل حرام و خلاف شرع صورت گرفته است و بی توجهی به آن زمینه ی فساد اجتماعی را ایجاد می کند و از طرفی حقوق اساسی مردم تضییع شده است زیرا «یكى از حقوق اساسى مهم مردم این است كه در آرامش روانى و در امنیت روانى زندگى كنند؛ در كشور امنیت اخلاقى برقرار باشد.»2
دوم آنکه: گرچه این راد مرد الهی هرگز از بی مهری ها و تاخت و تازهای برخی جاهلان و به اصطلاح روشن فکران به اعتبار و وجهه ی شخصی خود، کمترین گلایه ای نکرده اند؛ ولی هرگز از حقوق ملت چشم پوشی نکرده و همیشه قاطعانه برخورد کرده اند. اینبار هم با لحنی لطیف و مالامال از رحمت و محبت اما توأم با تهدید فرمودند:
«بنده فعلاً نصیحت می كنم كه این كار شایسته ای برای نظام جمهوری اسلامی نیست.»3
گرچه سران دو قوه طی نامه ای از رهبر عظیم الشأن انقلاب عذرخواهی کرده و یا به گونه ای دلجویی نموده اند؛ولی هنوز هم قلب ملت جریحه دار است و شدت تأثر نائب برحق امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف و برهم زدن امنیت روانی جامعه در شرایط کنونی که دشمن همه ی ابزار و توان خود را برای ضربه زدن به این ملت به کار گرفته است، آنان را بی تاب نموده است. از این رو انتظار دارند که در عمل، هم نسبت به منویات رهبری و هم نسبت به احقاق حقوق ملت بیش از پیش تلاش کنند.
----------------------------------------------------------
1- دیدار مردم آذربایجان با رهبر انقلاب 
2و3- همان




طبقه بندی: دیدگاه های ولی فقیه، 
برچسب ها: نصیحت مشفقانه، حقوق مردم، انتظار ملت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 | توسط : احمد منزه | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 7  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7