تبلیغات
ولایت فقیه و حکومت اسلامی - مطالب مبانی فقهی ولایت فقیه
"...بصیرت یعنی اینکه خط درگیری با دشمن را تشخیص بدهی...امام خامنه ای "
میرزا ابوالقاسم بن حسین گیلانی قمی، معروف به میرزای قمی از عالمان شهیر قرن 13 است. وی از محضر آقا سید حسین خوانساری و وحید بهبهانی كه از بزرگان علمای آن عصر بودند بهره‌های فراوان برد. او بعد از رسیدن به مقامات علمی و کسب اجازه اجتهاد، به چنان محبوبیتی رسید که مسئولیت سنگین مرجعیت شیعه به عهده‌اش گذاشته شد. این عالم گرانقدر سپس به كار تألیف و تصنیف، تدریس و صدور فتوا، و تبلیغ و ترویج دین در جوار حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) مشغول شد.

ولایت فقیه و میرزای قمی


ادامه مطلب


طبقه بندی: مبانی فقهی ولایت فقیه،  مباحث حکومت اسلامی، 
برچسب ها: ولایت فقیه، میرزای قمی، پیشینه ولایت، مجتهد عادل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | توسط : سید هاشمی | نظرات()
هر چند حوزه‌ی فقاهت نجف را شیخ طوسی (رحمه‌الله)، پس از هجمه‌ی حرامیان به شیعه و معارفش، در بغداد تأسیس کرد، اما از آن تاریخ  (448 ق) تا قرن‌ها، کمتر نامی از این حوزه بر سر زبان‌هاست. تربیت بزرگان علوم عترت طاهره (علیهم‌السلام) را در مراکزی مانند حلّه و جبل عامل شاهدیم. از قرن دهم به بعد است که رفته رفته، نجف به پایگاه بزرگی برای اجتهاد و فقاهت تبدیل می‌شود.

در اوان بلوغ و شکوفایی این حوزه‌ی باعظمت، در قرن دهم، با محقق اردبیلی (رحمه‌الله) به عنوان یکی از قله‌های فقاهت دوره‌های اخیر مواجهیم. از خصلت‌های بزرگ و مشهور این فقیه سعید؛ جمع میان زهد و تحقیق است، هم کسوت تقلید را از تن برکنده و هم لباس تعلق دنیا را به کناری افکنده است. برجسته‌ترین اثر فقهی او «مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان»، نشان تحقیق خردمندانه‌ی اوست.

آنچه در پی می‌آید، اشاره‌ای فشرده به فتاوای محقق اردبیلی (رحمه‌الله) در باب ولایت انتصابی فقیه است:

مقدس اردبیلی

ادامه مطلب


طبقه بندی: مقالات درباره ولایت فقیه،  مبانی فقهی ولایت فقیه، 
برچسب ها: ولایت فقیه، حکومت اسلامی، مقدس اردبیلی، ایران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 | توسط : سید هاشمی | نظرات()
شبهه: این كلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام كه می‌فرماید «لابد للناس من امیر برّ او فاجر»[1]، بیانگر جدایى دین از سیاست است و لذا زمامدار را خود مردم تعیین می‌كنند نه آنكه منصوب خدوند باشد.

پاسخ حضرت علامه جوادی آملی: حضرت على علیه‌السلام پس از شنیدن شعار خوارج كه می‌گفتند «لا حكم الا لله» یعنى حكومت فقط مخصوص خداوند است، فرمودند: «كلمة حق یراد بها الباطل نعم انه لاحكم الا لله و لكن هؤلاء یقولون لاامرة الا لله لابد للناس من امیر برّ او فاجر؛[2] این سخن، كلمه حق و سخن درستى است حكم و قانون، اختصاص به خدا دارد؛ ولى اینان از این سخن حق، اراده باطل كرده‌اند و می‌گویند حكومت و زمامدارى، مخصوص خداوند است و جز او كسى حق حكومت ندارد؛ در حالى كه حكومت در جامعه انسانى، امرى ضرورى است و حتى اگر زمامدار، فاجر و فاسق باشد باز هم چاره‌اى از آن نیست».


تعیین حاكم به رای ملت است نه دین!


ادامه مطلب


طبقه بندی: مبانی فقهی ولایت فقیه،  مباحث حکومت اسلامی، 
برچسب ها: ولایت فقیه، حكومت اسلامی، جوادی آملی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393 | توسط : سید هاشمی | نظرات()
ضربه‌ای که از حاکمیت ولایت فقیه در ایران، بر پیکر زورگویان و چپاول‌گرایان دوران حاضر، وارد شده است، سبب گردیده تا این افراد، به بهانه‌های مختلف، درصدد تضعیف این نهاد مقدس باشند. اگر اهل رصدکردن رسانه‌ها و نشریات معلوم‌الحال باشید حتماً تصدیق خواهیدکرد که چه هجمه‌ی عظیمی برای القای بی‌ریشه‌ و جدیدبودنِ نظریه‌ی «ولایت فقیه» صورت می‌گیرد. اما بر اهل تحقیق، پوشیده نیست که سابقه و قدمت این نظریه در میان علمای شیعه، به بیش از هزار سال می‌رسد.

یکی از علمای بزرگی که در قرن چهارم و پنجم هجری، زندگی می‌کرد «ابوالصلاح حلبی» است. این بزرگوار که به تعبیر علامه مجلسی(رحمه‌الله) «بزرگ‌تر از آن است که محتاج به بیان و توضیح باشد»[1] در کتاب فقهی ارزشمند خود به نام «الکافی»، بخش مستقلی به‌نام «تنفیذ الاحکام» (اجرای احکام) را به رشته‌ی تحریر درآورده است.

این عالم بزرگ شیعی، در این بخش از کتاب خود، پس از تأکید بر این نکته که «اجراى احكام شرعى و حكم بر طبق تعبد به آنها از واجبات امامان‌معصوم‏‌(علیهم‌السلام) و مختص به آنهاست»، یادآور می‌شود که غیر از معصومین(علیهم‌السلام) فقط کسانی، شایستگیِ این امور را دارند که صلاحیت آنان از سوی ائمه(علیهم‌السلام) تأیید شده باشد.

مرحوم «ابوالصلاح حلبی» برای اینکه خصوصیات چنین شخصی را به‌طور واضح، بیان‌کند به ذکر ویژگی‌ها و صفات موردنظر می‌پردازد و می‌نویسد: «شروط نیابت از سوى امام عبارت است از: 1- علم به حق در حكمى كه به او ارجاع شده است. 2- قدرت بر اجراى آن به‌گونه‌اى كه لازم است. 3- داشتن عقل، اندیشه و بردبارى. 4- بصیرت به اوضاع. 5- ظهور عدالت و پاك‌دامنى و تدین به حكم، 6. قدرت بر قیام به حكم و قراردادن آن در جاى خود.»[2]

اگر شما اصل نهم قانون‌اساسی را -که در آن، صفات و شرایط رهبر، ذکر شده است را مطالعه کرده باشید- خواهید دید که چیزی غیر از همین صفات ذکرشده در کتاب «شیخ ابوالصلاح حلبی»(رحمه‌الله) نیست. کتابی که در قرن پنجم هجری، نگاشته شده و با یک حساب ساده میتوان دریافت که اکنون، ده‌قرن از آن زمان می‌گذرد.


http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/170_27517.jpg

بنابراین، بی‌ریشه و فاقد پیشینه‌خواندنِ نظریه‌ی «ولایت فقیه» در فقه شیعه را یا باید به حساب جهل و فقدان مطالعه گذاشت و یا باید آن را ناشی از دشمنی و هواپرستی قلمداد کرد.

------------------------------

پی‌نوشت:

1- تقریب المعارف، مقدمه، ص ۸

2- الکافی/ ص 423





طبقه بندی: مبانی فقهی ولایت فقیه، 
برچسب ها: ولایت فقیه، ابواصلاح حلبی، الکافی، امام خمینی، امام خامنه ای،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393 | توسط : رضا رستمی | نظرات()
روند رسیدن به قوه‌ی اجتهاد در علوم دینی یا همان «فقیه‌شدن»، یک روند تعریف‌شده و مشخصی است که با طی‌کردن مسیری معین و آموختن علومی خاص، میسر می‌گردد. در طول حیات مبارک و طولانیِ حوزه‌های علمیه، افراد فراوانی به این درجه، رسیده‌اند و فقیه شده‌اند. اما سوال اینجاست که آیا صِرف فقاهت و اجتهاد، برای امر مهمی مثل «ولایت فقیه» کفایت می‌کند یا اینکه علاوه بر فقیه‌بودن، وجود شرایط و ویژگی‌های دیگری هم لازم نیست؟

اهمیت پاسخ‌گویی به این سوال، وقتی معلوم می‌شود که شما با انتقاد و اعتراض عده‌ای مواجه باشید که می‌گویند: در یک حکومت، ما با مسایل پیچیده‌ی سیاسی، امور حساس اجتماعی و موضوعات دشوار اقتصادی مواجه هستیم و بدیهی است که غلبه‌کردن بر هر کدام از آنها، نیازمند تخصص لازم است. بنابراین، برای اداره‌ی یک جامعه، احتیاج به توانمندی‌ها و خصوصیات دیگری هستیم که در یک «فقیه» -که جز فقاهت، توانایی دیگری ندارد- یافت نمی‌شود.

اگرچه بعضی، تلاش می‌کنند تا چنین سوالی را جدید و بی‌پاسخ، جلوه دهند اما حقیقت این است جواب این سوال، حدود هزار سال پیش، داده شده است! عالم گرانمایه و نامدار، مرحوم شیخ مفید(رحمه‌الله) در کتاب ارزشمند «المقنعه» در خصوص واگذاری منصب ائمه(علیهم‌السلام) به فقهای شیعه می‌نویسد: «اما اجراى حدود، وظیفه سلطان اسلام است که از جانب خداوند، گمارده شده است و آنان همان ائمه هدى از آل محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هستند و کسى که از سوى آنان به این امر گمارده شده است. ... و امامان نیز این امر را به فقهاى شیعه واگذار کرده‌اند تا در صورت امکان، مسئولیت اجرایى آن را بر عهده بگیرند... زیرا ائمه(علیهم‌السلام) ولایت را به فقیهان واگذار کرده‌اند.»[1]

شیخ مفید (رحمه‌الله) به همین مطلب، بسنده نمی‌کند و در ادامه، تصریح می‌کند که برای منصب مهمی مثل جانشینی امام معصوم(علیه‌السلام)، شروطی لازم است. آن بزرگوار می‌فرماید: «کسى که به دلیل جهل به احکام و یا ناتوانى بر اداره امور مردم که به او واگذار شده، شایستگى ولایت را نداشته باشد، حق ندارد، عهده دار این امر شود و اگر آن را بپذیرد، گناهکار است و از ناحیه‌ی صاحب‌امر، اجازه‌ی این کار را ندارد. [همان]صاحب‌الامرى که همه‌ی ولایتها به او برمى‌گردد.»[2]

در عبارت فوق، عبارت «ناتوانى بر اداره‌ی امور مردم» نشان از آن دارد که فقط وجود فقاهت برای «ولی فقیه»شدن، کافی نیست بلکه فقیهی که می‌خواهد ولایت مردم را برعهده بگیرد باید توان رویارویی با مسایل پیچیده‌ و متنوع حکومتی را داشته باشد.

بر همین اساس، در اصل 109 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آمده است که علاوه بر «عدالت، تقوا و صلاحیت علمی» از جمله صفات لازم برای رهبری عبارت است از «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت كافی برای رهبری.»

-------------------------------------

پی‌نوشت:

1-«فامّا اقامة الحدود فهو الی سلطان الاسلام المنصوب من قبل اللَّه و هم ائمة الهدی من آل محمدعلیهم السلام، و من نصبوه لذلک من الأمراء والحکّام، و قد فوّضوا النظر فیه الی فقهاء شیعتهم مع الامکان... لان الائمه، علیهم السلام، قد فوضوا الیهم ذلک.» (شیخ مفید، المقنعه، ص 810)

2- «و من لم یصلح للولایه علی الناس لجهل بالاحکام أو عجز عن القیام بما یستند الیه من أمور الناس، فلا یحل له التعرض لذالک او التکلّف له، فان تکلفه فهو عاص غیرمأذون له فیه من جهة صاحب الأمر الذی الیه الولایات.» (همان)





طبقه بندی: مبانی فقهی ولایت فقیه، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 24 اسفند 1392 | توسط : رضا رستمی | نظرات()

یکی از روایاتی که فقهای عظام در اثبات ولایت فقیه به آن تمسک کرده‌اند مشهوره‌ی ابوخدیجه است. در این روایت فقیه جامع  الشرائط در ردیف «سلطان عادل» قرار گرفته است.

اصل حدیث به همراه ترجمه‌اش این است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبِی الْجَهْمِ عَنْ أَبِی خَدِیجَةَ قَالَ: بَعَثَنِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِلَى أَصْحَابِنَا فَقَالَ قُلْ لَهُمْ إِیَّاكُمْ إِذَا وَقَعَتْ بَیْنَكُمْ خُصُومَةٌ أَوْ تَدَارَءٌ فِی شَیْ‏ءٍ مِنَ الْأَخْذِ وَ الْعَطَاءِ أَنْ تَحَاكَمُوا إِلَى أَحَدٍ مِنْ هَؤُلَاءِ الْفُسَّاقِ اجْعَلُوا بَیْنَكُمْ رَجُلًا قَدْ عَرَفَ حَلَالَنَا وَ حَرَامَنَا فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْكُمْ قَاضِیاً وَ إِیَّاكُمْ أَنْ یُخَاصِمَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً إِلَى السُّلْطَانِ الْجَائِرِ[1]؛ ابوخدیجه می‌گوید: امام صادق علیه‌السلام مرا به سوى اصحاب و شیعیان فرستاد و فرمود به آنان بگو: مبادا هنگامى كه میان شما خصومت واقع شود یا اختلافى در داد و ستد اتفاق افتد براى دادخواهى به یكى از این فاسقان مراجعه نمایید. مردى را از میان خود كه حلال و حرام را می‌شناسد میان خود قاضى قرار دهید، زیرا من او را قاضى قرار دادم و مبادا بعضى از شما علیه بعضى دیگر به سلطان ستمگر شكایت نماید».

حدیث ابو خدیجه بر امور زیر دلالت دارد:





ادامه مطلب


طبقه بندی: مبانی فقهی ولایت فقیه، 
برچسب ها: ولایت فقیه، مبانی حكومت اسلامی، سلطان عادل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 2 بهمن 1392 | توسط : سید هاشمی | نظرات()
در سال 1250 هـ.ق. در شهر همدان و در منزل آقا محمّد هادى همدانى نوزادى به دنیا آمد كه كه بعدها با نام «آقا رضا» شناخته شد. او در اندك زمانى همانند ستاره‌اى فروزان در آسمان علم و تقوا درخشید و انسانهاى حقیقت جو را به سوى كمال رهنمون شد. وی از اساتید شهیر و نامدار عصر خود بهره برد كه عبارتند از علاّمه شیخ مرتضى انصارى، میرزا محمّد حسن شیرازى معروف به میرزاى شیرازى بزرگ، میرزا محمّد تقى شیرازى معروف به «میرزاى كوچك»، میرزا حسن فرزند میرزا خلیل طهرانى نجفى، میرزا محمّد هاشم خوانسارى.[1]



حاج آقا رضا همدانی (متوفای 1322 ق) از فقیهان نامداری است که در دقت نظر، شهره است. او در کتاب مصباح الفقیه، ضمن بحث سهم امام علیه‌السلام به مناسبت، از ولایت انتصابی فقیه بحث می‌کند. وی عمده دلیل نصب را، توقیع شریف می‌داند. طبق روایت توقیع امام علیه‌السلام فقیه را قائم مقام خویش قرار داده تا شیعیان، وی را در تمام اموری که آن حضرت در آن مرجعیّت دارد، به عنوان مرجع قرار دهند و دچار تحیّر نباشند.

ارجاع عوام به روات حدیث و جعل حجّیت برای ایشان، صرفا در باب روایت و فتوا نیست و در نتیجه، نیابت فقیه جامع شرائط فتوا از طرف امام علیه‌السلام چنان که اصحاب آن را مسلّم دانسته و مدرک آن را اجماع قرار داده‌اند سزاوار اشکال نیست و منصب ریاست، و این که فقیه، در زمان غیبت، به منزله‌ی والیان منصوب از طرف سلاطین است، ثابت است.[2]


پاورقی:

[1] فرهیختگان تمدن شیعه

[2] پیشینه‌ی نظریه‌ی ولایت فقیه به نقل از مصباح الفقیه فی الزکاء و الخمس و الصوم و الرهن، ص 160 - 161





طبقه بندی: مبانی فقهی ولایت فقیه،  مباحث حکومت اسلامی، 
برچسب ها: رضا همدانی، شیخ انصاری، ولایت فقیه، ولایت عامه، نصب فقیه، میرزای شیرازی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 25 دی 1392 | توسط : سید هاشمی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3