تبلیغات
ولایت فقیه و حکومت اسلامی - مطالب مقالات درباره ولایت فقیه
"...بصیرت یعنی اینکه خط درگیری با دشمن را تشخیص بدهی...امام خامنه ای "

برخی از افراد سؤال می کنند که چرا به مقام معظم رهبری، امام خامنه ای می گوییم برخی نیز همسو با دشمنان از بکار بردن این لفظ به شدت نهی کرده و به ما اعتراض می کنند که چرا این لفظ را بکار می بریم؟

گاهی ایراد می کنند که این لفظ در بین شیعه، اختصاص به ائمه اطهار علیهم السلام دارد و اطلاق آن بر غیر آنها اشکال دارد!

گاهی نیز جهت تمسخر، لطیفه هایی با قالب مذهبی درست کرده اند تا متدینین را نسبت به بکار بردن این لفظ دچار شک و شبهه نمایند و از تعصب آنها نسبت به این موضوع بکاهند.

برای پاسخ به این سؤالات و شبهات کافی است معنای لغوی و کاربرد قرآنی واژه امام بررسی شود.[1]


ادامه مطلب


طبقه بندی: مقالات درباره ولایت فقیه، 
برچسب ها: امام خامنه ای، واژه امام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 | توسط : مهدی شبان مسک | نظرات()
هر چند حوزه‌ی فقاهت نجف را شیخ طوسی (رحمه‌الله)، پس از هجمه‌ی حرامیان به شیعه و معارفش، در بغداد تأسیس کرد، اما از آن تاریخ  (448 ق) تا قرن‌ها، کمتر نامی از این حوزه بر سر زبان‌هاست. تربیت بزرگان علوم عترت طاهره (علیهم‌السلام) را در مراکزی مانند حلّه و جبل عامل شاهدیم. از قرن دهم به بعد است که رفته رفته، نجف به پایگاه بزرگی برای اجتهاد و فقاهت تبدیل می‌شود.

در اوان بلوغ و شکوفایی این حوزه‌ی باعظمت، در قرن دهم، با محقق اردبیلی (رحمه‌الله) به عنوان یکی از قله‌های فقاهت دوره‌های اخیر مواجهیم. از خصلت‌های بزرگ و مشهور این فقیه سعید؛ جمع میان زهد و تحقیق است، هم کسوت تقلید را از تن برکنده و هم لباس تعلق دنیا را به کناری افکنده است. برجسته‌ترین اثر فقهی او «مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان»، نشان تحقیق خردمندانه‌ی اوست.

آنچه در پی می‌آید، اشاره‌ای فشرده به فتاوای محقق اردبیلی (رحمه‌الله) در باب ولایت انتصابی فقیه است:

مقدس اردبیلی

ادامه مطلب


طبقه بندی: مقالات درباره ولایت فقیه،  مبانی فقهی ولایت فقیه، 
برچسب ها: ولایت فقیه، حکومت اسلامی، مقدس اردبیلی، ایران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 | توسط : سید هاشمی | نظرات()

آیا حكومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه؛ حكومتی استبدادی است؟ آیا حكومت اسلامی همان حكومت دینی مسیحیت است؟ چرا بعضی حكومت ولایی و اسلامی را به حكومت دینی مسیحیان تشبیه می‌كنند؟

براى نظام استبدادى، دو تعریف ارائه می‌شود: اول، نظامى كه در آن، قدرت و اختیارات نامحدود به شخص ظالم و مستبدّى واگذار شده باشد؛ در تفسیر دوم، هر نوع اقتدار را كه مشروعیّت یا روشِ اعمال قدرت آن، مورد قبول همه‌ى مردم نباشد، حكومت استبدادى گویند.

با تأمّل در این دو تعریف، چگونه مى توان پنداشت كه حكومت ولایى، حكومتى استبدادى و داراى اختیارات نامحدود است و مورد رضایت مردم نمی‌باشد؟ در حالى كه در حكومت ولایى، در واقع، آنچه حاكم است، قانون است و همه موظف به رعایتِ دقیقِ حدودِ قانون و موازین شرع می‌باشند و تشكیل چنین حكومتى بدون رضایت مردم نیست.

در صدر اسلام، مردم تا نخواستند و پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله) را از مكه به مدینه دعوت ننمودند، حكومت ولایى آن حضرت شكل نگرفت. در حوادث پس از رحلت آن حضرت هم، چون مردم در ابتدا اقبال نشان ندادند، امام على (علیه السلام) براى كسب زمام دارى و ولایت، با تكیه بر قبضه‌ى شمشیر وارد میدان كارزار نگردید؛ بلكه پس از بیست و پنج سال، وقتى مردم مشتاقانه به سوى بیت او هجوم آوردند و عاجزانه از او تقاضاى پذیرش كردند، حاضر به اعمال ولایت گشت و حكومت ولایى خویش را سامان داد. بنابراین، استبداد ـ با توجّه به معنایى كه از آن ارائه شد ـ با ولایت در دو قطب متضاد قرار می‌گیرند و در هیچ فرضى قابل جمع نیستند.


ادامه مطلب


طبقه بندی: مقالات درباره ولایت فقیه،  مباحث حکومت اسلامی، 
برچسب ها: حكومت اسلامی، حكومت استبدادی، ولایت فقیه، حكومت دینی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 9 اسفند 1391 | توسط : سید هاشمی | نظرات()

بعضی از منکرین ولایت فقیه برای اثبات ناحق بودن تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت امام عصر (عجل‌الله‌فرجه) به حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام) استناد کرده‌اند که در نگاه اول تشکیل حکومت اسلامی را قبل از ظهور امام دوازدهم (ارواحناله‌الفداء) محکوم به شکست و باعث رنج و سختی شیعیان می‌داند. در این مقاله قصد داریم جواب این شبهه را در کلام ناب علامه آیت الله جوادی آملی جستجو کرده و پاسخ دهیم.


شكست هر خیزشی قبل از قیام قائم(عجل‌الله‌فرجه)؟!


امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: ماخرج و لایخرج منا أهل البیت إلی قیام قائمنا أحد لیدفع ظلماً أو ینعش حقّاً إلاّ اصطلمته البلیة و كان قیامه زیادة فی مكروهنا و شیعتنا[1]؛ كسی از ما اهل بیت برای دفع ظلمی یا گرفتن حقی قبل از قیام قائم ما، قیام نكرده و نمی‌كند، مگر به مصیبت و بلیّه دچار می‏‌شود و قیامش سبب ازدیاد كراهت و رنج ما و شیعیان ما می‏‌شود.


ادامه مطلب


طبقه بندی: مقالات درباره ولایت فقیه،  مباحث حکومت اسلامی، 
برچسب ها: حکومت اسلامی، منکرین ولایت، عصر غیبت، شکست قیامها،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 2 اسفند 1391 | توسط : سید هاشمی | نظرات()

بعضی اشكال می‌كنند چرا عالمان دین باید زمام امور مسلمین را در دست بگیرند، چرا حاكم بر مسلمانان باید یك فقیه جامع الشرائط باشد؟

اول از همه باید بگوییم كه حاكمِ بر مسلمانان؛ خدا و قانون اوست و پیغمبر خاتم صلّی‌الله‌علیه‌وآله مجری قانون الهی است. خداوند در قرآن خطاب به پیامبرش می‌فرماید: ((لِتَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ الله))1؛ تو مبعوث شده‌ای تا در بین مردم حكومت كنی؛ ولی نه به میل خود، بلكه به آنچه خداوند از طریق وحی به تو نشان داده است. این خصوصیتی است كه فقط در حكومت اسلامی یافت می‌شود. در حكومت اسلامی حاكم؛ دین است نه اشخاص؛ حتی اگر آن شخص خود پیغمبر یا امام معصوم علیهم السلام باشد.

علامه جوادی آملی در این زمینه می‌گوید: مردم، یك «ولىّ» بیشتر ندارند كه همان خدا و دین اوست و هیچ كس نمی‌تواند چیزى را از دین بكاهد یا بر آن بیفزاید و اگر فقیه عادل و آگاه به زمان و توانا، بر اداره كشور حكومت كند، «شخص فقیه» حكومت نمی‌كند، بلكه «شخصیت فقیه» كه همان فقاهت و عدالت و مدیر و مدبر بودن و شرایط برجسته رهبرى است، حكومت مى كند.2

امام خمینی رحمة الله علیه در این مورد می‌گوید: حكومت اسلام حكومت قانون است. در این طرز حكومت، حاكمیت منحصر به خداست و قانونْ فرمان و حكم خداست. قانون اسلام، یا فرمان خدا، بر همه افراد و بر دولت اسلامى حكومت تام دارد. همه افراد، از رسول اكرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله گرفته تا خلفاى آن حضرت و سایر افراد تا ابد تابع قانون هستند، همان قانونى كه از طرف خداى تبارك و تعالى نازل شده و در لسان قرآن و نبى اكرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله بیان شده است.3

وقتی این موضوع روشن شد كه حاكمِ بر مسلمین؛ دین و فقاهت و اسلام است، آنوقت می‌گوییم چه كسی می‌تواند مجری احكام دین باشد؟ چه كسی می‌تواند قوانین اسلام را اجرا كند؟

فقیهی كه اسلام را خوب شناخت؛ به جهت قربش به امام معصوم از جهات مختلف، شایسته این سِمَت است. همچنانكه مالك اشتر این فقیه جامع الشرایط شایسته این مقام بود و امام علی علیه السلام رأیِ وی را از همه به صواب نزدیكتر می‌دانست، و نیز امام عسكری علیه السلام خطاب به احمد بن اسحاق، كه از نمایندگان و فقهای عصر ائمه علیهم السلام بود، می‌فرماید: «لولا كرامتك على اللّه و على حججه ما عرضت علیك ابنی هذا ... تكن معنا غدا فی علیین»4، اگر نبود كرامت تو نزد خدا و ما كه حجج خدا هستیم فرزندم (مهدی) را نشانت نمی‌دادم ... تو  (در بهشت) كنار ما در علیین خواهی بود.

در كتاب ولایت فقیه؛ ولایت فقاهت و عدالت آمده است اینكه امام خمینى (قدس سره) در سخن مشهور خود فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملكت آسیبى نرسد»، براى آن است كه اگر انسان بخواهد شجره طوبى بشود، نیازمند قانون الهى و دین خداست و دین خدا زمانى انسان را رشد می‌دهد، كه در جامعه تحقق یابد و براى تحقق آن در عصر غیبت امام معصوم، باید یك فقیه اسلام شناسِ اسلام باور، زمام امور مسلمین را در دست بگیرد تا هر آنچه مى گوید و هر حكمى كه صادر مى كند، نخست خودش به آن عمل كند و سپس دیگران.

-----------------------------------------------

1- آیه 105 سوره نساء

2- ولایت فقیه؛ ولایت فقاهت و عدالت، ص 257

3- ولایت فقیه، تألیف امام خمینی، ص: 45

4- إعلام الورى بأعلام الهدى، شیخ طبرسی، ج‏2، ص 249 و كمال الدین و تمام النعمة، ابن بابویه قمی، ج‏2، ص 385





طبقه بندی: مقالات درباره ولایت فقیه،  مبانی فقهی ولایت فقیه، 
برچسب ها: فقیه، فقاهت، حاکمیت دین، احمد بن اسحاق، مالک اشتر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 4 بهمن 1391 | توسط : سید هاشمی | نظرات()

مالك اشتر یكی از اصحاب خاص امام علی علیه السلام است؛ كه از فقهای جامع الشرائط زمان خود شمرده می‌شد و نظیر وی در تاریخ بسیار كم است. وی علاوه بر فقاهت، فرماندهی لشكر را نیز بر عهده داشت و دارای قوه مدیریت و مدبّریت ویژه‌ای بود. امیرالمؤمنین علیه السلام درباره او می‌گوید:

مالك و ما مالك، والله لو كان جبلا لكان فندا و لو كان حجرا لكان صلدا لایرتقیه الحافر و لایوفى علیه الطائر1


به خدا سوگند اگر مالك اشتر كوه بود، كوه یگانه و بی‌بدیل بود و اگر مالك سنگ بود، سرسخت و نستوه و مقاوم و مستحكم


بود؛ هیچ مركبى نمی‌توانست از قامت افراشته‌اش بالا  رود و هیچ پرنده‌اى توان اوج‌گیرى در فضاى او را نداشت


در نامه آن حضرت به مردم «مصر» به هنگامی كه مالك اشتر را به فرمانروائی آنان می‌فرستد آمده است: «اما بعد، یكی از بندگان خداوند را به سوی شما فرستادم كه به هنگام خوف خواب به چشم راه نمی‌دهد؛ در ساعات ترس و وحشت از دشمن هراس نخواهد داشت، و نسبت به بدكاران از شعله آتش سوزنده‌تر است، او مالك بن حارث از قبیله مذجح است. سخنش را بشنوید و فرمانش را در آنجا كه مطابق حق است اطاعت كنید؛ چرا كه او شمشیری است از شمشیرهای خدا كه نه تیزی‌اش به كندی می گراید و نه هر جا فرود آمد بی‌اثر می‌ماند. اگر او فرمان بسیج و حركت داد حركت كنید و اگر دستور توقف داد توقف نمائید كه او هیچ اقدام، هجوم، عقب‌نشینی و پیشروی انجام نمی‌دهد مگر به فرمان من»2.

ایران امروز همچون مصرِ زمانِ امام علی علیه السلام دارای حاكم و فقیهی همچون مالك اشتر است؛ كه معصوم علیه السلام وی را حاكم مصر گردانید. اگر امروز این كشور شیعی آماج حملات معاویه‌ی زمان قرار گرفته است؛ بخاطر وجود مالك اشتر زمان است. اعداء الله نمی‌توانند ببینند كه حبیب امام زمان عجل الله فرجه حاكم بلاد شیعی است، همانطور كه معاویه تحمل حكمرانی «مالك» بر مصر را نداشت.

آنچنان «مالك» نزد علی علیه السلام محبوب بود كه درباره وی می‌فرماید:

أنت من آمن أصحابى و أوثقهم فی نفسی و أنصحهم و أرآهم عندی3


تو یكی از باایمانترین یاران من هستى و اعتماد من بر تو بیش از همه است تو در نزد من نیكخواه‌ترین یاران منى و اندیشه و


رأیت از همه به صواب نزدیكتر است


امروز اگر ما از نایب معصوم علیه السلام حمایت نكنیم و در حفظ نظام شیعی همت نداشته باشیم، قطعا گرگها نخواهند گذاشت؛ تشیع كه ائمه علیهم السلام و علما و مردم با نثار خونهای بسیار در طول تاریخ حفظ كرده‌اند؛ به دست حضرت مهدی ارواحنا له الفداء برسد و در ظهورش تأخیر خواهد افتاد.

_________________________________________________

1- نهج البلاغه، حكمت 443

2- نهج البلاغه، نامه 38

3- الغارات، ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال‏ ثقفی، ج1، ص 73 و بحارالانوار، ج 41، ص 35





طبقه بندی: شخصیت شناسی ولی فقیه،  مقالات درباره ولایت فقیه، 
برچسب ها: مالک اشتر، کشور شیعی، نظام تشیع،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 27 دی 1391 | توسط : سید هاشمی | نظرات()

محمد تقی مجلسی، مشهور به مجلسی اول (رحمة الله علیه) از جمله عالمان قرن 11 ق است كه پس از محقق كركی و فرزندش و استاد نامدار خویش؛ شیخ بهایی (رحمة الله علیهم)، به سِمَت «شیخ الاسلامی»1 در دستگاه صفویه رسیده و نقشی مهم را در آن ایفا كرده است. مشهورترین اثر این عالم بزرگ «روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه» است. وی در سن سی و سه سالگی از عالم بزرگ نجف اشرف؛ سید شرف‌الدین علی شولستانی موفق به كسب اجازه اجتهاد شد2.

از جمله كرامات این فقیه فرزانه زمانی اتفاق افتاد كه در نجف مشغول به تحصیل علوم دینیه بود كه در خواب امام على (علیه السلام) را دید كه به او می‌فرمود تا به اصفهان برگردد اما او اصرار فراوانى می‌كرد كه حضرت اجازه دهد در جوار بارگاهش اقامت داشته باشد. امام فرمود كه وجود او در اصفهان براى هدایت مردم مفیدتر است. پس از آن مجلسى به اصفهان بازگشت و به تألیف و تدریس مشغول شد.3

بعضی وی را از متصوفه می‌دانند كه این تهمتی بیش نیست. مرحوم آیت الله بهجت (رحمه الله) می‌گوید: به مجلسى اول هم نسبت مى دهند؛ كه از متصوّفه است، ولى مرحوم مجلسى ثانى از او دفاع می‌كند و می‌گوید: «لا تظنَّ بوالدى؛ انَّه كان كثیر الانس بروایات اهل البیت علیهم السّلام ـ أَو أَكثر أَهل عصره انْساً بروایاتهم ـ ...» به پدرم گمان بد مبر، زیرا او با روایات اهل بیت (علیهم السّلام) بسیار انس داشت، و یا از همه‌ی معاصرین خود بیشتر اُنس داشت.4

مرحوم مجلسی با آنكه بر تفكر اخباریه انگشت صحت می‌گذارد، در عین حال عملا منصب شیخ الاسلامی را پذیرفته و در امور سیاسی - اجتماعی عصر صفوی دخالت كرده است.

اما از جهت نظری در شرح روایت حفص بن غیاث كه راوی از مجری حدود می‌پرسد و امام «من الیه الحكم» را مجری حدود معرفی می‌كند، او صریحا فقیهان را منصوبان عام امام زمان (عجل الله فرجه) می‌شناسد و می‌گوید:

«یقیم‏ الإمام‏ و الحاكم‏ أیضا و لاشك فی المنصوب الخاص. أما العام، كالفقیه، فالظاهر منه أنه یقیم الحدود للأخبار السالفة فی باب القضاء من قوله علیه‌السلام (قد جعلته علیكم حاكما)5. و یحتمل كونه منصوبا لرفع المنازعة، لكن اللفظ عامٌ و لا مخصص ظاهرا»6

در فراز بالا جناب مجلسی اول، با تمسك به مقبوله‌ی عمر بن حنظله و عمومیتِ لفظِ «حاكما» و مخصوص به قضاوت نبودنِ آن، برای فقها، اجرای حدود را قائل است و ایشان را نایبان و منصوبان عام عصر غیبت می‌داند.

------------------------------------------------

1- منصب شیخ الاسلامى از مهم‌ترین مسئولیتهائی بود كه از طرف سلاطین اسلام به یكى از علماى بزرگ و مجتهدین عالى رتبه براى رسیدگى به امور مهمّ كشورى واگذار می‌شد. شیخ الاسلام در اكثر وظایف با منصب قضا شركت داشت و بلكه می‌توان گفت مانند قاضى القضات (عالى ترین مقام قضایى كشور) بوده و بر حسب اختلاف زمان دایره فعالیتش محدود و یا توسعه یافته است.

2- این اجازه نامه در بحار الانوار، ج107، ص32 - 37 آمده است.

3- گلشن ابرار، ج 1، شرح حال محمد تقی مجلسی

4- در محضر آیت الله بهجت، ج3، شماره 91

5- الكافی، ج‏1، ص 67

6- روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط - القدیمة)، ج‏10، ص 213 و 214





طبقه بندی: مقالات درباره ولایت فقیه،  مبانی فقهی ولایت فقیه، 
برچسب ها: مجلسی، مقبوله عمر بن حنظله، ولایت فقیه، ولایت عامه، شیخ الاسلام، من الیه الحکم، قد جعلته علیکم حاکما،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391 | توسط : سید هاشمی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 4  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4